تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
بياراست و نسيم صبحدم از رايحهء رياحين مروح « 1 » ارواح گشت . شعر
جهان گشت از خوشى چون گل شكفته * عروس دهر در زيور نهفته بسان پر طوطى كوه و صحرا * همه يكسر پر از مرجان و مينا به هر كنجى رياحين بردميده * بساط سبزه در صحرا كشيده
گفتى به حليت و زيور ازهار باغ و بستان را پيرايه بسته‌اند و از لطايف و بدايع انواع سعود فلك [ 1 ] در يك مكان قران كرده نظم
موسم خرمى درآمده است * كه صبا روحپرور آمده است هريك از شير [ 2 ] خوارگان چمن * به بنات حسن برآمده است
چون باغ و راغ ديباى هفت رنگ پوشيده و روى كوه و صحرا رشك نگارخانه چين شده است . نظم
از سبزه پر تيهو زنگار صفت گشت * وز لاله سم آهو شنگرف سير شد اكناف زمين زان [ 3 ] همه فيروزشكن [ 4 ] گشت * اطراف چمن زين همه بيجاده « 2 » اثر شد
حضرت سلطنت شعارى ، امير و اميرزادهء اعظم - نبوى الاخلاق و ملكى الشيم - ثمرهء شجرهء دولت و نهال باغ سلطنت و عنوان نامهء اقبال و گل بوستان فضل و افضال ، طراز كسوت شادمانى و مطمح « 3 » نظر امانى
هامش
[ 1 ] . ت : و گل . [ 2 ] . م : سر . [ 3 ] . م و ل : را آن . [ 4 ] . م : سكب . ( 1 ) مروح : از ترويح به معناى راحت دادن ، راحت رسانيدن ، كسى را آسايش دادن و باد زدن . ( معين ) . ( 2 ) بيجاده : نوعى از ياقوت است ( برهان ) ، كهربا ( معين ) . ( 3 ) مطمح : نظرگاه ، محل نظاره ، محل توجه ، هر چيز كه به دقت در وى بنگرند ، منظر ( نفيسى ) .
زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 276 | سيد كمال حاج سيد جوادى / عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )