تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
و خلاصهء اين كلمات و مخلص اين تشبثات [ 1 ] آن است كه چون موكب همايون - حفت بالميامن و السعادات « 1 » - از يورش سجستان مراجعت نمود ، خبر وفات امير صاحب قران - انار الله برهانه - به ممالك ختاى [ 2 ] رسيده بود و پادشاه ختاى [ 3 ] ايلچيان به جهت رسانيدن تعزيت تعيين فرموده با بيلاكات و تنسوقات « 2 » آن طرف در اين ايام به دار الامان هرات - صينت عن المكروهات « 3 » - رسيده سخن پادشاه خود به عز عرض رسانيدند . بندگى حضرت دربارهء ايشان تربيت و عنايت فرموده بعد از چند روز اجازت مراجعت يافته به‌طرف ولايت خود معاودت نمودند .

ذكر توجه حضرت سلطنت شعارى به ييلاق بادغيس و از آنجا به عزيمت ماوراء النهر و توابع آن [ 4 ]

چون اوقات متبركه رمضان به آخر رسيد و شرايط عيد صيام كه از معظمات شعار دين و شكوه اسلام است ، به جاى آورده آمد ، مركز نير اعظم به محاذات نقطه اعتدال ربيعى رسيد . شعر
باز فراش چمن بوى [ 5 ] نسيم نوبهار * بر چمن گسترد فرشى از پرند هفت كار بر زمين گوئى كه عكس آسمان افتاد از آنك * شد زمين چون آسمان در كسوت گوهرنگار
اطراف سهل و جبل از سبزه و رياحين نمودار كارگاه ششترى و طيره ده خامهء آذرى گشت و دست نقاش قدرت اطراف باغ و راغ را بسان عارض عروسان
هامش
[ 1 ] . م و ل : تشبث . [ 2 ] . ت : خطاى . [ 3 ] . ت : خطاى . [ 4 ] . ت : « و توابع آن » ندارد . [ 5 ] . م و ل : يعنى . ( 1 ) - ص 140 . ( 2 ) تنسوقات / تنسقات : ( مغولى ) هديهء بسيار گرانبها كه در سرزمين خان پيدا نمىشود ( فرهنگ اصطلاحات ديوانى دوران مغول ) . هديه ، تحفه ، سوغاتى ( دهخدا ) . ( 3 ) مصون ماند از بديها .
زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 275 | سيد كمال حاج سيد جوادى / عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )