تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
خون و مال ايشان درگذشت و بساط امن و امان بر بسيط آن بقعه گسترانيد و لشكريان را از پاى حصار و ديوار بازگردانيد . شعر
گرفتند تيغ و كفن صفدران * نهادند رو بر زمين در زمان
بندگى حضرت در باب ايشان عفو و مرحمت و تربيت و عنايت [ 1 ] فرموده بر تيسير اين فتح جهانيان را دلايل و امارات كشورگشائى و عدوبندى روشن گشت و آثار عزايم پادشاهانه در دفع مشكلات و معضلات حوادث دهر واضح‌تر شد . اهالى قلعهء كارونك و كوين « 1 » كه از حوالى و توابع ولايت اوك بود ، چون احوال قلعهء فراه و اوك به ديده بصيرت مشاهده كردند ، به عين اليقين دانستند كه چون رايات همايون بدان نواحى سايه افكنده و حشم منصور در آن ولايت پراكنده گشت ، وسايس همت كيوان رفعت كمين انتقام برگشاد و به دستيارى [ 2 ] فضل كردگار شمشير آبدار دستكارى آغاز نهاد ، مشتى لعين خاكسار را در آن مقام پايدارى نتواند بود [ 3 ] ايشان نيز طلب امان كرده بيرون آمدند . بندگى حضرت بر موجب عدل و نصفت « 2 » و قضيهء مرحمت و شفقت ايشان را نيز به تربيت و عنايت مخصوص گردانيد و سايهء امن و امان بر ايشان گسترانيد و آن نواحى را مسخر و مضبوط گردانيده رايات همايون به جانب زره « 3 » در حركت آمد و چون متوقع بود كه شاه قطب الدين به بساط بوس آيد ، تعللى مىكردند تا به
هامش
[ 1 ] . ت : ندارد . [ 2 ] . ت : بسيارى . [ 3 ] . نتوانند نمود . ( 1 ) اين موضع بر سر راه هرات به سيستان بوده و در تاريخ سيستان به صورت « جوين » و « گوين » و كوين ، ثبت شده است ( تاريخ سيستان 299 و 336 و 345 ) - مرحوم بهار در توضيح موضع فوق در حاشيه متذكر شده است كه : « جوين ، گاه نيز كوين با كاف مىنويسند يكى از ديه‌هاى سيستان بوده بر راه هرات به مرحله‌ئى از زرنگ ، و يك مرحله به بست و اين غير از جوين حاليه است كه از اعمال سبزوار يا بجنورد محسوب مىشود ( تاريخ سيستان ص 299 ) مرحوم بهار در حاشيه ص 331 متذكر شده است كه بدين قاعده بايستى با كاف فارسى « گوين » خوانده شود . ( 2 ) نصفت : داد ، انصاف ، عدل ( دهخدا ) . ( 3 ) زره : نام ولايتى است كه تعلق سيستان دارد ( دهخدا ) .
زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 270 | سيد كمال حاج سيد جوادى / عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )