مشاهده كردند ، به عين اليقين « 1 » بر ايشان روشن گشت كه اگر از تيغ شاه جهان امان نجويند و زمام اختيار و عنان مصالح به دست شيطان دهند ، دواعى مفسدت را مجال تلافى و امكان تدارك نماند . از حقيقت
« فَلَمْ يَكُ يَنْفَعُهُمْ إِيمانُهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا
« 2 » [ 1 ] » انديشهمند گشتند .
شاه اسكندر ، نيالتكين و پهلوان شمس دراز و باقى نقباى « 3 » قلعهء فراه كه حال [ 1 ] به حصانت حصار و مردان كار ، مستظهر و خوشحال [ 2 ] بودند ، چون صولت و سطوت بندگان حضرت مشاهده كردند ، از اوج استبداد و اصرار به حضيض عجز و مسكنت آمده سر بر خط بندگى و قدم در دايرهء فرمانبردارى نهادند و در سر
« مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ »
« 4 » [ 2 ] تامل نموده ، اميد شفاعت هيچ شفيع نمىديدند آخر - الامر به امير شاه ملك التجا و استغاثت نمودند و زبان حال به مناجات
« رَبَّنا وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ وَ اعْفُ عَنَّا
« 5 » [ 3 ] » برگشادند .
امير شاه ملك ايشان را پيش بندگى حضرت شفيع گشته ، شفاعت او محل قبول يافت . حضرت سلطنت شعار بر قضيت عدل و نصفت و وفور رحمت و شفقت كه مستدعى دوام دولت و موجب مزيد بسطت است ، معنى « اذا قدرت على عدوك فاجعل العفو عنه شكرا لقدرتك عليه « 6 » [ 3 ] » پيش خاطر آورده رقم عفو بر هفوات « 7 » و
هامش
[ 1 ] . ت : ندارد .
[ 2 ] . ت : ندارد .
[ 3 ] . م : فاجعل العفو عند القدرة عليه .
[ 1 ] قسمتى از آيه 85 سوره 40 .
[ 2 ] قسمتى از آيه 255 سوره 2 .
[ 3 ] قسمتى از آيه 286 سوره 2 .
( 1 ) عين اليقين : يكى از مراتب ثلاثهء يقين ( علم اليقين ، عين اليقين ، حق اليقين ) است و آن ديدن چيزى به چشم خود ( دهخدا ) .
( 2 ) ولى هنگامى كه صلابت ما را ديده بودند ايمان آوردنشان سودشان نمىداد .
( 3 ) نقبا : ج نقيب ، مهتران ، بزرگان ، پيشوايان ( نفيسى ) .
( 4 ) آنكه به نزد او ، جز به اشارهاش ، شفاعت مىكند كيست ؟
( 5 ) پروردگارا چيزى كه ما را تاب آن نيست به ما تحميل مكن و از ما درگذر .
( 6 ) اگر چيره شدى بر دشمنت پس قرار بده بخشش او را به منزله سپاسى از اينكه بر او قدرت يافتهاى . اين عبارت از امام على عليه السلام است ، در نهج البلاغه آمده - سفينة البحار محدث قمى ج / 2 ص 208
( 7 ) هفوات : ج هفوت ، لغزشها ( دهخدا ) .