شعر
جهان داند بسى خرمن چنين سوخت * مشعبد « 1 » را نشايد بازى آموخت
حق جل جلاله روايح « 2 » غفران و فوايح « 3 » رضوان به ارواح گذشتگان كه سرگذشت احوال ايشان موجب اعتبار هوشمندان و استبصار خردمندان است ، در رساناد و سعادت اخروى كرامت كناد ، بمحمد و آله الامجاد .
بعد از اين فتح كه امير يوسف را روى نمود ، سجدات شكر به جاى آورده امرا و اركان دولت و لشكريان خود را بعد از تربيت و عاطفت اجازت فرمود تا به اماكن و مساكن خود روند و در غره ذى الحجه سنه عشر و ثمانمايه امير نظام بسطام را بهطرف بلوكات اردبيل كه به دو منسوب بود ، روانه گردانيد . امير چون بدانجا رسيد ، ساختگى لشكر كرده در شانزدهم ذى الحجه مذكور [ 1 ] از اردبيل حركت فرموده با لشكرى كه ساخته گردانيده بود متوجه عراق عجم گشته راه سلطانيه پيش گرفت و پيشتر درويش حامد الشتى را كه در حسن سيره مشار اليه بود ، به سفارت و رسالت پيش درويش قوشچى كه كوتوال قلعهء سلطانيه بود ، از قبل اميرزاده ابا بكر فرستاد ، مضمون رسالت آنكه مىبايد كه بىنزاعى و جنگى قلعه را [ 2 ] تسليم نواب امير يوسف گرداند .
چون سفير به قلعه سلطانيه « 4 » رسيد و آداب رسالت به تقديم رسانيد ، كلمات
هامش
[ 1 ] . ت : ذى الحجه حجه .
[ 2 ] . ت : « قلعه را » ندارد .
( 1 ) مشعبد : شعبدهباز ( نفيسى ) .
( 2 ) روايح : ج رايحه ، بوى خوش ( غياث اللغات ) .
( 3 ) فوايح : از فائح يا فايح ، بوى خوشدهنده ( قاموس ) ، ممكن است فواتح باشد ، ج فاتحه .
( 4 ) قلعهء سلطانيه : قلعه سلطانيه بنا به نوشته حافظ ابرو در ذيل جامع التواريخ در اطراف شهر سلطانيه بنا شده بوده است . حافظ ابرو مىگويد ( ارغون ) فرمان فرمود تا طرح شهر بركشيدند و به بناى قلعهء آن از سنگ تراشيده اشارت فرمود ( ذيل جامع التواريخ ص 8 - 9 ) حمد الله مستوفى اشاره مىكند كه دور باروى قلعه سلطانيه دوازدههزار گام بوده است ( نزهه ص 59 ) اكنون در تحقيقات باستانشناسى مشخص شده است كه : قلعه سلطانيه مستطيلى شكل به ابعاد 315 * 295 متر از سنگ تراشيده با 16 برج به قطر 5 / 17 متر و يك دروازه و ارتفاع حصار آن بهطور متوسط 4 متر بوده است . -