او مقبول نيفتاد و در عقب امير بسطام رسيد و به مرغزار قنقر اولنگ [ 1 ] « 1 » فرود آمد .
روز ديگر به حوالى قلعه محيط شدند و از طرفين مستعد حرب و ضرب گشتند . از منتصف محرم سنه احدى عشر و ثمانمايه تا اواسط صفر به حرب و ضرب گذرانيدند و روز جمعه هفدهم [ 2 ] صفر [ مذكور ] فتح آن قلعه امير بسطام را ميسر شد و كوتوالى آن به برادر خود امير معصوم داد .
چون خبر فتح قلعه سلطانيه به امير يوسف رسيد ، به غايت شادمان گشته تربيت و عاطفت خسروانه درباره امير نظام الدين بسطام به تقديم رسانيده و ايالت ولايت عراق به دو مسلم داشت .
حكايت سلطان احمد و بغداد در اين [ سال ] هشتصد و ده هجرى [ 3 ]
سلطان احمد در اين سال اكثر اوقات در بغداد بود و به استحكام بارو و حفر خندق اشتغال مىنمود . در اواخر [ 4 ] شهور سنه تسع و ثمانمايه خبر رسيد كه شاهزاده ابو المظفر علاء الدوله مسعود از حبس سمرقند خلاص يافته مىرسد . سلطان احمد مجموع امرا و اركان دولت خود را به استقبال او فرستاد و بفرمود تا شهر بغداد آذين بستند و چون نزديك رسيد ، سلطان احمد به خود با عبيد الله استقبال نمود
هامش
- خندق دور قلعه به فاصله 17 مترى ديوار با شيب 40 درصد حفر شده بوده است .
( - هوشنگ ثبوتى - تاريخ زنجان ص 137 و 138 ) .
[ 1 ] . ت : فيقرا اولانگ .
[ 2 ] . ت : هژدهم .
[ 3 ] . ت : « هجرى » ندارد .
[ 4 ] . ت : آخر .
( 1 ) قنقر اولنگ : آن را قنقور اولانگ يا كنگرلند گفتهاند . واقع در پانزده كيلومترى غربى خط مقسم المياه ابهر رود و زنجان رود ، دشتى فراخ و گسترده با مرغزارى سبز و خرم وجود داشت كه به علت بلندى آن از كف دريا آن را كنگرلند يعنى چراگاه عقابان مى - ناميدند ، ( ديولافوا - ايران ، كلده و شوش ترجمه بهرام فرهوشى ص 98 ) ، اين منطقه مقارن حمله مغول و تشكيل ايلخانان قنقر النگ ناميده شده است ، شهر سلطانيه در همين مرغزار بنا شده است ، ( - تاريخ وصاف ص 542 و نيز حافظ ابرو - ذيل جامع التواريخ ص 8 - 9 ) ضمنا « شرف الدين على يزدى » موضعى را در بالاى بدخشان بعد از « دوار تنگ » نزديك سر آب جيحون ، نام مىبرد كه آن هم بنام قنقر اولنگ مىباشد ، ( ظفرنامه 1 / 34 ) اما قنقر اولنگ معروف همان چمن نزديك زنجان است .