تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
و امير [ 1 ] معصوم و موسى دوكر و قاسم و الياس و پير عمر و پير مسك [ 2 ] و سلطان [ خواجه ] و عليكا و با فرج و مزيد و على پاشا و بوساط و قرا قوچ و آيدين و شمس دراز و قرا بايزيد و قوچ قرا و حسين نكور و قرا و محمد طوغاى [ 3 ] و على عرب و داود و ستلمش و تنكرى و رمش [ 4 ] « 1 » و امير يوسف در قلب با بهادران تركمان از طرفين روى به حرب آوردند . نظم
دلاور قرا يوسف نامدار * به هيجا درآمد [ 5 ] چو اسفنديار نشسته بر اسبى چو كوه روان * برآورده از جسم صد كس روان
اول كسى كه از لشكر امير يوسف در آن جنگ پيشدستى نمود ، امير نظام - الدين [ 6 ] بسطام جاگير بود ، در ميدان تاخت و دو سه كس را كشته بازگشت . بعد از او پير عمر حمله كرد و جمعى را براند و بسيارى را زخمى كرد . بعد از ايشان بيرم بيك چون آن حال ديد ، ميان صف درآمد ، تيغ كشيده چند كس را زخم رسانيد . از پس ايشان جلال الدين خليفه حمله كرد و چند كس از پيش او گريزانده [ 7 ] شدند . اميرزاده ابا بكر بهادر چون آن حالات مشاهده نمود ، شعر
بغريد برسان ابر بهار * چو شيرى كه بيند به صحرا شكار
تركمانان [ 8 ] كه پيش آمده بودند ، به جملگى از او گريزان [ 9 ] شدند . از عقب ايشان رسيده جلال الدين ديزك را سر از تن جدا كرد . بعد از آن همه لشكر از طرفين چنان به‌هم برآمدند كه ضارب از مضروب و غالب از مغلوب فرق نمىتوانست كرد .
هامش
[ 1 ] . ت : « امير » ندارد . [ 2 ] . ت : پير و نيك . [ 3 ] . م : طوغان . [ 4 ] . ت : برمش . [ 5 ] . ت : درآمد به هيجا . [ 6 ] . ت : « نظام الدين » ندارد . [ 7 ] . م : گريزانه . [ 8 ] . ت : تركمان . [ 9 ] . ت : گريزان . ( 1 ) تنكرى و رمش حاكم ماردين از جانب قرا يوسف ( دياربكريه ، ص 77 ، 79 ) . و رمش به معنى خداداد است .
زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 228 | سيد كمال حاج سيد جوادى / عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )