ذكر اميرزاده ابا بكر و جنگ او با امير يوسف و كشته شدن اميرزاده [ سعيد شهيد ] مرحوم مغفور اميرزاده اميرانشاه گوركان - طاب الله ثراه - [ و جعل الجنة مثواه ] « 1 »
اميرزاده ابا بكر - پيشتر ذكر آن گذشت - كه چند نوكر خود را گرفته بكشت و با لشكر خويش به غرق [ 1 ] ارغون رفت و آنجا ساكن شد . در اوايل محرم [ المحترم ] سنه عشر و ثمانمايه پياده از طرف زنجان پيش او رسيد و خبر داد كه شكر الله جمال الدين بلغر و بيردى بيك و شرف شاه طارمى در روز چهارشنبه بيست و چهارم ذى الحجه سنه تسع و ثمانمايه [ 2 ] شيخ حاجى عراقى را به قتل آوردند . اميرزاده ابا بكر را اين خبر بغايت خوشآمد ، فرمود تا بشارت زدند و در حال كوچ كرده از غرق [ 3 ] ارغون به سجاس آمده از آنجا به گوزل دره رفت و تابستان قريب دو ماه آنجا ساكن شد .
شكر الله آمد و به دستبوس مشرف گشت . عاطفت پادشاهانه و مرحمت خسروانه درباره او به تقديم رسانيد و او را وزارت داده اختيار كلى به وى داد و على صديق را بهطرف سقورلق فرستاد تا آن اطراف و نواحى را غارت كردند و غنيمت بسيار آوردند .
در آن ايام امير يوسف عزيمت سلطانيه كرد و چون خبر او به تحقيق پيوست ، اميرزاده ابا بكر به حدود قولانتر « 2 » امير كرتون بهادر را به قراول « 3 » فرستاد ، [ 4 ] تا حدود رودخانه آيدين رفت و چهار كس را گرفته پيش اميرزاده ابا بكر آورد . امير - زاده از ايشان سئوال فرمود ، تقرير كردند كه امير طهمورث شروانى برادر امير شيخ ابراهيم و امير جلال الدين خليفه و امير قرامان گنجهئى و امير بسطام جاگير و چند
هامش
[ 1 ] . م و ل : قرق .
[ 2 ] . م : 809 ، ت : تسعه و ثمانمايه .
[ 3 ] . م : قرق .
[ 4 ] . ل : از « تا آن اطراف و نواحى . . . » تا اينجا ندارد .
( 1 ) قرار بدهد بهشت را جايگاه او .
( 2 ) قولانتر : احتمالا همان موضع « قولار » از روستاهاى ماكو باشد ( فرهنگ آباديها ص 259 ) .
( 3 ) قراول : ( تركى ) پيشرو لشكر ( نفيسى ) ، ديدهبان ( آنندراج ) .