تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
قرانى آن ممالك را مسخر فرمود ، او به جانب شام گريخته بود و بعد از وفات حضرت [ صاحب ] قرانى ، ديگرباره به تطميع جماعتى از افراد الناس به خوزستان آمد و با شيخ‌زاده كه داروغاى [ 1 ] حويزه بود ، او را مصافى واقع شد و شكست يافته از آنجا پناه به اميره ساكى كه از مشاهير احشام لر دودانگه بود ، برد و بار ديگر غلبه سوار و پياده جمع كرده بر سر دزفول « 1 » آمد . خان سعيد كوكلتاش كه از قبل اميرزاده پير محمد بهادر [ 2 ] [ كه ] داروغاى آنجا بود ، بسيار مردانگيها نموده به ضرب راست ، او را از آن جايگه براند . بعد از آن‌كه از بودن خوزستان مأيوس گشته بود ، پناه پيش امير يوسف آورد . امير يوسف او را تربيت فرموده لشكرى داد و به جانب همدان و لرستان [ 3 ] فرستاد و با امراى خود از راه مراغه به‌طرف تبريز رفت . چون اميرزاده ابا بكر مراجعت امير يوسف تحقيق كرد ، باز عزيمت سلطانيه فرمود و در آن ايام كه اميرزاده ابا بكر به‌طرف دماوند رفت ، شكر الله جمال الدين بلغر در قزوين بود ، سيد رضا كيا كه حاكم اكثرى از گيلانات بود ، با لشكر خود به ولايت رودبار « 2 » و ديلمان « 3 » كه در تصرف كيا جلال الدين پسر ملك كيا ملك [ 4 ] بود ،
هامش
[ 1 ] . م : داروغه . [ 2 ] . ت : « بهادر » ندارد . [ 3 ] . ت : « و لرستان » ندارد . [ 4 ] . ت : « پسر ملك كيا ملك » ندارد . ( 1 ) دزفول : حمد اللّه مستوفى مىنويسد آن را انديمشك هم گفته‌اند ( نزهه ص 132 ) نام ديگر دزفول ، « دسبول » بوده است . ( 2 ) رودبار : چند موضع به نام رودبار وجود دارد من جمله « رودبار ديلمان » و ديگرى « رودبار قزوين » كه در مغرب بلوك الموت قرار دارد ، در اينجا منظور ظاهرا رودبار قزوين است كه بنا به قول حمد الله مستوفى ولايتى است كه « شاهرود ، بر ميانش مى - گذرد . . . و در شمالى قزوين به شش فرسنگى افتاده است ( نزهه ص 66 ) جهت اطلاع بيشتر ( - به حاشيه جامع مرحوم قزوينى بر تاريخ جهانگشاى جوينى ج / 3 پيرامون رودبار ص 390 ) . ( 3 ) ديلمان : ديلم در قرن چهارم به گيلان و ولايات كوهستانى كه در مشرق گيلان و در امتداد سواحل درياى خزر قرار داشت و شامل مىشد ، بعدها به سرزمينى كه در جنوب باخترى درياى خزر واقع بود اطلاق شده است بويژه به كوهپايه مشرف بر اراضى ساحلى درياى خزر ( - لسترنج - خلافتهاى شرقى ص 186 ) .