تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
و الناس اجمعين « 1 » - روز چهاردهم رمضان المذكور ناگاه چون ابر و باد روان و شتابان گشته گرد سراپرده آن شاهزاده سليم القلب درآمدند و چون دايره بر مركز محيط گشتند و او را با چندتن از خواص او شربت شهادت چشانيدند و نهال حيات او را از بوستان مملكت به تيغ خلاف و عناد ببريدند و مرغ روحش از قفس [ 1 ] بدن پروازكنان به شاخسار طوبى و كنگره عرش برآمد و با ارواح شهدا
« فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ
[ 1 ] » « 2 » آرام گرفت و شجرهء اقبال بىثمر و آسمان جلال بىقمر ماند . شعر
ماه تمام ملك به زير نقاب شد * آب حيات دولت و حشمت سراب شد سروى ز بوستان بزرگى شكسته گشت * برجى ز آسمان معانى خراب شد
و ماه عالم‌افروز مملكت در حد استقبال به افق حرمان غروب كرد و مهر سپهر سلطنت در نقطه وسط السماء دولت به عقدهء ذنب « 3 » بغى و غدر منكسف گشت و مشترى آسمان سعادت در ذروهء تدوير رفعت محترق شد و روى به حضيض خاك نهاد . شعر
افلاك را پلاس [ 2 ] مصيبت لباس گشت * اجرام را وقايه « 4 » ظلمت حجاب شد ماتمسراى گشت سپهر چهارمين * روح القدس به تعزيت آفتاب شد از بهر آنكه نامه بر تعزيت شوند * شام و سحر دو پيك كبوتر شتاب شد در تركتاز فتنه و عكس خيال جور * كيوان به شكل هندوى اطلس نقاب شد
و چون پير علىتاز شيوه غدر و كين [ 3 ] بدين طريق مسلوك گردانيد ، سيد احمد
هامش
[ 1 ] . م و ل : قفص . [ 2 ] . م و ل : لباس . [ 3 ] . م و ل : كمين . [ 1 ] آيه 55 سوره 54 ( 1 ) بر آنان باد لعنت‌هاى خدا و فرشتگان و همه مردم . ( 2 ) در جايگاهى پسنديده نزد پادشاهى مقتدر . ( 3 ) ذنب : جرم ، گناه ، اگر ذنب باشد بمعنى دنبال و دم است « معين » . ( 4 ) وقايه : نگاهداشت ، محافظت ، نگهبانى ، حراست ( نفيسى ) .