ناى و بربط غبوق « 1 » با صبوح مىپيوست ، به نغمات خسروانه از تنعمات خسروى غافل شده و به اوتار « 2 » ملاهى « 3 » از اقطار پادشاهى متشاغل « 4 » گشته ، سرود و رود ، درود سلطنت او مىداد و او غافل ، اغانى « 5 » مغانى « 6 » بر مثالث « 7 » و مثانى « 8 » مرثيه جهانبانى او مىخواند و او بىخبر . صراحى غرغره در گلو افكنده نوحهء كار او مى - كرد و او قهقهه مىپنداشت . [ پياله به خون دل بر حال او مىگريست و او قهوه مى - انگاشت ] . بدين صفت همه روز با يوز و باز ، همه شب در نشاط و ناز مىگذرانيد و بخت به زبان حال اين بيت مىخواند [ 1 ] :
يا راقد الليل مسرورا باوله * ان الحوادث قد يطرقن اسحارا « 9 »
و چون اشتغال به عيش و طرب از مرتبه اعتدال تجاوز نمود ، اختلال در امور مملكت ظاهر گشت و كارها از حيز تدبير و ضبط بيرون رفت و پير على تاز را تمكن در امور زيادت گشت و سوداى ارتقاى مدارج حكومت به استقلال در دماغ او متمكن شد و روى به راه فريب و غدر آورده شيوهء مكر و تلبيس بر دست گرفت
هامش
[ 1 ] . ت : حال مىگفت .
( 1 ) غبوق : شراب شبانگاه ( منتهى الارب ) .
( 2 ) اوتار : ج وتر ، به معنى تارهاى ساز و رودهاى كمان ( دهخدا ) .
( 3 ) ملاهى : ج ملهى و ملهات : آلات و ادوات لهو و لهب ( نفيسى ) ، ج لهو : بازيها و بازيچهها ( دهخدا ) .
( 4 ) متشاغل : گروهى كه خود را مشغول نگاه مىدارند ( نفيسى ) .
( 5 ) اغانى : سازهايى كه بدون نفخ و دم نواخته مىشود ، مثل چنگ و رباب و امثال آنها « دهخدا » . سرودها ، آوازها « معين » .
( 6 ) مغانى : ج مغنى ، جاهاى مسكون « نفيسى » .
( 7 ) مثالث : از پردههاى ساز .
( 8 ) مثانى : از پردههاى ساز .
( 9 ) اين بيت در « البيان و التبيين » جاحظ ج / 3 ص 196 بدون ذكر گوينده آن آورده شده است ، در مرزباننامه نيز آمده است ( ص 665 به كوشش خطيب رهبر ) : اى كسى كه شب را خفتهاى و شادى به اول آن ، همانا گاهى پيشآمدهاى ناگوار سحرگاهان پيش مىآيند . در اغانى ج / 2 ص 34 به عدى بن زيد از شاعران نصرانى جاهلى نسبت داده شده است ( - مرزباننامه ، تعليقات و توضيحات محمد روشن ج / 2 ص 763 و 764 ) .