تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
كه از حضيض مرتبهء عبوديت و خدمتكارى به درجهء اوج حكومت و سرورى رسانيده بود ، كمال لطف و بنده‌نوازى آن حضرت رخصت نمىداد كه بىضرورت بركشيده خود را بيفكند . [ نظم
چوب را آب فرو مىنبرد ، دانى چيست ؟ * شرمش آيد ز فرو بردن پروردهء خويش ]
و چون مقاليد [ 1 ] « 1 » امر و نهى و عنان حل و عقد و قبض و بسط مملكتى وسيع به دو سپرده بود و حكومت فوجى عظيم و قومى كثير از لشكر و رعيت به قبضهء تصرف او داده ، كمال معدلت و رافت سلطانى رضا نمىداد كه جمعى كه بىاختيار تابع او گشته‌اند ، در سلك فئه جافيه منخرط « 2 » گردند و به تبعيت او مركز دايرهء غضب و عنا و سوخته نايره سخط « 3 » و بلا و گرفتار بليه و عنا [ 2 ] « 4 » شوند . نظم
كه آتش چو بر بيشه يابد گذر * در آن بيشه نى خشك ماند نه تر
صلاح در آن ديد كه او را از نهج بغى و عناد به جاده طاعت و انقياد و طريق صلاح و سداد « 5 » كرت ديگر دلالت كند . نوكر [ 3 ] او را باغارياقدى [ 4 ] پيش او فرستاد و بدانچه لايق كمال مرحمت و عاطفت سلطانى بود ، استمالت فرمود و به مواعيد مستظهر گردانيد و مطالب و مقاصد او تكفل نمود . چون باغارياقدى پيش او رسيد ، آنچه شنيده بود ، به گوش [ 5 ] او رسانيد . به هيچ‌وجه اقوال دلپذير در ضمير او جاىگير نيامد . از كثرت عدت و شوكت تمناى
هامش
[ 1 ] . ت : معامله . [ 2 ] . ت : « و گرفتار بليه و عنا » ندارد . [ 3 ] . ت : نوكران . [ 4 ] . م و ل : باغارباقوى . [ 5 ] . ت : به سمع . ( 1 ) مقاليد : ج مقلاد ، كليدها ( نفيسى ) . ( 2 ) منخرط : منسلك ، در رشته كشيده ( دهخدا ) . ( 3 ) سخط : غضب گرفتن ( دهخدا ) . ( 4 ) عنا : زحمت ، رنج ، مشقت ( نفيسى ) . ( 5 ) سداد : راستى و درستى در كردار و گفتار ( غياث ) .