تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
ساخته ، نزول فرمود و شرايط زيارت و مراسم تعظيم و تبجيل « 1 » به جاى آورد و از روح مقدس آن آفتاب آسمان هدايت و قطب گردون ولايت اقتباس فيض كرد و استمداد همت نمود و اولاد و احفاد [ 1 ] بزرگوار او را كه ازهار « 2 » اشجار ولايت و كواكب ثواقب « 3 » هدايت‌اند ، به انواع اعزاز و اكرام و اصناف تشريف و انعام مخصوص گردانيد و كرم عميم و لطف جسيم درباره ساكنان آن بقعه - على اختلاف طبقاتهم و تفاوت درجاتهم - مبذول فرمود و خورشيد انعام و احسان پادشاهانه پرتو نور [ 2 ] بر خاص و عام آن مقام انداخت . چون از آنجا كوچ فرموده به خرجرد نزول فرمود و خورشيدآسا آن مقام را نورانى ساخت ، [ 3 ] در آن منزل نوكر اميرزاده عمر بهادر رسيد و عرضه داشت كه اميرزاده احرام خدمت بسته ، به جهت عدم ترتيب اسباب سفر و ضعف مراكب سعادت پاىبوس در حجاب توقف ماند . بندگى حضرت نوازش بسيار و دلدارى فرموده او را به عنايت و عاطفت مستظهر گردانيده ، فرمود كه فرزند برادر است ، اگر تشريف فرمايند ، مملكت و خزانه [ 4 ] و غيره از او دريغ نخواهد بود . روز ديگر چون شهسوار انجم تيغ زراندود از قراب « 4 » نيلگون بركشيد و لمعان « 5 » برق عرصه [ 5 ] گيتى منور گردانيد ، راى عالم‌آراى سلطانى كه جام جهان‌نماى عبارت از آن است ، اقتضاى آن كرد كه عرض لشكرهاى منصور نمايد و جبه [ 6 ] « 6 » و اسلحه ايشان احتياط فرمايد و در نظر مبارك آورد . [ 7 ]
هامش
[ 1 ] . ت : ندارد . [ 2 ] . ت : ندارد . [ 3 ] . ت : از « و خورشيد » تا اينجا ندارد . [ 4 ] . ت : خواسته . [ 5 ] . ت : لعمان شرف بنفشه عرصه ( ؟ ) . [ 6 ] . ت : حيبه . [ 7 ] . ت : « و در نظر مبارك آورد » ندارد . ( 1 ) تبجيل : بزرگ داشتن ، گرامى داشتن كسى را ( نفيسى ) ، عزت كردن و تعظيم كردن ( غياث اللغات ) . ( 2 ) ازهار : ج زهر ، شكوفه‌ها ( دهخدا ) . ( 3 ) ثواقب : ج ثاقب ، روشنىها ، لوامع ( دهخدا ) . ( 4 ) قراب : نيام شمشير ، غلاف كه شمشير با نيام در وى باشد ( منتهى الارب ) . ( 5 ) لمعه : روشنى ، پرتو ( دهخدا ) . ( 6 ) جبه : نوعى از پيراهن ( منتهى الارب ) لباس و پوشش بلند آستين درازى كه به روى لباسهاى ديگر پوشند ، زره ( نفيسى ) .