ولايت را بازگذاشته به بساط بوس بندگى حضرت سلطنت شعارى رسيدند و بندگى حضرت درباره ايشان تربيت و عنايت فرمود و ايشان را به نواخت « 1 » و اكرام پادشاهانه مخصوص و منصوص گردانيد و هريك را فراخور حال منزل و مقام تعيين فرمود . بعد از آن چون فصل شتا به آخر رسيد و سپاه سرما روى به هزيمت نهاد و كوه و پشته معجر « 2 » سفيد از تارك باز كرد و دشت و صحرا از كسوت سيمابى لباس زنگارى بدل گرفت .
[ نظم
صبا به سبزه بياراست دار دنيى را * نمونه گشت زمين مرغزار عقبى را ]
رايات نصرت شعار [ 1 ] به صوب علفخوار بادغيس در حركت آمد . چون به مقام قزل [ 2 ] رباط « 3 » رسيدند ، خبر محاربه پير محمد بن جهانگير و امير شاه ملك بهادر با خليل سلطان و انهزام ايشان برسيد .
بعد از اين چون به منزل ستركى « 4 » رسيدند ، از طرف ماوراء النهر مهد عالى رقيه خانيكه كه دختر امير كيخسرو و خواهر سلطان محمود بود ، برسيد و فرزند سعادتمند اميرزاده محمد سلطان - نور الله مرقده - اكه بيكى « 5 » كه حرم محترم امير - زاده جوانبخت مغيث الحق و الدين الغ بيك گوركان بود ، رسانيد . چند روز [ متعاقب ]
هامش
[ 1 ] . ت : همايون .
[ 2 ] . ت : غزل .
( 1 ) نواخت : نوازش ، مهربانى ، خاطرنوازى ( نفيسى ) .
( 2 ) معجر : مقنعه ، جامهاى كه زنان بر سر مىپوشند ، چارقد ، روسرى ( نفيسى ) .
( 3 ) قزل رباط : از كتاب حاضر ( زبدة التواريخ ) چنين مستفاد مىشود كه دو موضع به نام قزل رباط موجود بوده يكى در نزديكى بادغيس بوده كه موضع فوق است و همچنين در صفحه 153 زبدة التواريخ از قزل رباط بادغيس ياد شده اما قزل رباط ديگرى در نزديكى سمرقند وجود دارد كه در همين كتاب زبده ذكر شده است ( زبده ، وقايع سال 813 ) .
( 4 ) ستركى : خواندمير در ( حبيب السير 4 / 81 ) از موضعى به نام « ستوكى » ياد مىكند كه ظاهرا در شمال غربى هرات بوده است اما همان منزل ستركى است مشخص نشده .
( 5 ) اكه ( آغى ) بيگى : بنت محمد سلطان ميرزا بن غياث الدين جهانگير ميرزا بن امير تيمور زن الغ بيگ ( - نسبنامه / بخش اضافات ) .