ذكر قضايائى كه در اين سال سنه ثمان و ثمانمايه بعضى در خراسان و بعضى در ماوراء النهر به وقوع پيوست و حرب اميرزاده پير محمد بن جهانگير با اميرزاده خليل سلطان بهادر .
حكايت توجه ( اميرزاده ) الغ بيك گوركان [ 1 ] - خلد الله تعالى ملكه - به جانب اندخود و شبورغان
راى اعلاى حضرت سلطنت شعارى - خلد الله [ تعالى ] و ملكه و سلطانه - در اين سال سنه ثمان و ثمانمايه صلاح در آن ديد و اقتضا چنان فرمود كه اميرزاده [ عادل ] جوانبخت مغيث الحق و الدين الغ بيك گوركان - خلد [ الله تعالى ] ملكه - و امير اعظم امير شاه ملك بهادر را به حدود اندخود و شبورغان [ نامزد [ 2 ] ] فرمايد تا از آن طرف بر خبر « 1 » بوده ضبط آن نواحى نمايند . بر موجب فرمان متوجه آن طرف شدند . چون بدان نواحى رسيدند ، چند سوار بهادر را به طريقهء زبانگيرى « 2 » بدان طرف جيحون فرستادند كه احوال آن جانب معلوم كرده خبرى بياورند . آن سواران از آب گذشته عيسى و خضر خواجه قوجين را گرفته پيش اميرزاده جوانبخت مغيث الحق و الدين الغ بيك گوركان رسانيدند و در اين ايام [ 3 ] اميرزاده پير محمد بن جهانگير در مدينة الرجال بلخ بود . اميرزاده اعظم ، عيسى قوجين را پيش اميرزاده پير محمد و خضر خواجه را پيش بندگى حضرت فرستاد .
در اين اثنا امير سعيد خواجه كه به ضبط مخلفات [ 4 ] امير سليمانشاه رفته بود ، آن نواحى را مضبوط گردانيده [ 5 ] و كسانى را كه اهل شر و فتنه بودند ، به ياسا رسانيده ، عمارتى كه امير سليمانشاه در قلعه كلات كرده بود ، خراب كرده و مهمات آن طرف پرداخته ، به بساط بوس بندگى حضرت مشرف گشت . مساعى او مقبول افتاد و او پسر امير شيخ على بهادر كه يكى از معارف اركان دولت حضرت صاحب قرانى - انار الله برهانه - بود و حقوق خدمت بىنهايت ثابت گردانيده و در اين دودمان
هامش
[ 1 ] . ت : ندارد .
[ 2 ] . ل : روانه ، م : ندارد .
[ 3 ] . ت : از « پيش اميرزاده » تا اينجا ندارد .
[ 4 ] . ت : مخلفان .
[ 5 ] . ت : ضبط كرده .
( 1 ) برخبر : باخبر ( دهخدا ) .
( 2 ) زبانگيرى : از حال لشكر مخالف تحصيل اطلاع كردن ( دهخدا ) .