تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
اميرزاده ابا بكر بهادر - چنانچه پيشتر ذكر آن گذشته - بدين طرف آمده‌اند ، امير سليمانشاه پيش ايشان رود و اگر چنانچه ايشان عزيمت مراجعت به جانب عراق داشته باشند ، به مال و لشكر ، آن مقدار كه طلب دارند ، مددكارى نمايند و اگر چنانچه به ايلى بدين طرف آيند [ 1 ] ، مىبايد كه در هر منزل ايشان را طوى كنند و اسبان خوب پيش كشند و پيشتر از رسيدن ايشان كسان مىفرستند و ما يحتاج مهيا مىسازند و در باب خدمتكارى هيچ دقيقه مهمل نگذارند ، و الا كه طلب ملك و سر نزاع داشته باشند ، مردوار و يك جهت باز ايستاده جنگ كنند و ايشان را از حدود ولايت بيرون رانند . بر اين جمله مقرر گشته ، امير سليمانشاه متوجه طوس [ و مشهد ] گشته روانه شد [ 2 ] . و در باب آن نادان [ 3 ] سلطان حسين اكثر امرا عرضه داشتند كه او به غايت فتان و بىعاقبت و متهور و بىباك است . چند كرت حركات ناشايست از او در وجود آمده چنانچه در زمان حيات حضرت صاحب قرانى - انار الله برهانه - يك كرت در شهر سمرقند و يك كرت در شامات [ 4 ] مخالفت كرد و بعد از وفات - انار الله برهانه - با امرا خلاف كرد و بىموجبى از پيش بندگى حضرت سلطنت شعارى روىگردان شد و با خليل سلطان بهادر غدر كرد و امراى او را به قتل آورد و قصد او كرد و خانيكه را كه حرم محترم اميرزاده محمد سلطان « 1 » بهادر بود و پادشاه‌زاده ، كشيد . نبايد كه نا - گاه و العياذ بالله در مصالح ملك از او فتنه بزرگ [ 5 ] تولد كند كه جبر كسر آن دشوار
هامش
- سكه در ايران رايج بود ، وى نيز با استفاده از سكه‌هاى ايرانى ، سكه‌هاى يك درهمى ( 3 / 1 مثقال ) يك دينارى ( شش درهمى ) به نام خود رواج داد . در زمان تيمور و حتى جانشينان وى اين مسكوك به نام سكه‌هاى كبكى مشهور و معروف بود ( و ، و ، بارتولد ، الغ بيك و زمان او ص 18 ) . [ 1 ] . ت : مىآيند . [ 2 ] . ت : طوس و مشهد شد . [ 3 ] . ت : « آن نادان » ندارد . [ 4 ] . ت : يك بار در شام . [ 5 ] . ت : ندارد . ( 1 ) محمد سلطان ميرزا فرزند غياث الدين جهانگير ميرزا از بطن سوين بيگه ، وفات در 29 سالگى دوشنبه 18 شعبان 805 ، دفن در گور امير پهلوى امير تيمور ( - نسب‌نامه بخش اضافات ) .