دست دهد و اطفاى شرر شر و دفع ضرر ظلم [ 1 ] او نتوان كرد ، چه تدبير مصالح ملك و احتياط و انديشه در كارها آن وقت بايد كرد كه دستگاه اختيار فراخى دارد ، نه آنگاه كه موزه « 1 » انديشه به پاى خرد تنگ آيد و جز بهانه حواله تقدير در خزانه تدبير نقدى و بر دستارچه اميد و انديشه عقدى نماند و در اوضاع و افعال او دلايل خلاف ظاهر و هويداست و روشن و پيدا .
شعر
بر رخ او ز سر او پيداست * كه دلش پر ز حقد و كينه ماست
اركان دولت و اعيان حضرت بر آن اتفاق كردند كه او محل اعتماد نيست ، مبادا كه روزى از او آفت و فسادى بزرگ متولد شود و نايره شر و فتنه هرچه تمامتر اشتعال پذيرد و بر خاطر اشرف خدايگانى - شرفه الله - غبارى نشيند كه خائبين [ 2 ] آن در نگارخانه وهم و خيال صورت نبندد و به تدبير [ 3 ] عقل پيشانديش و فكر دوربين راست نيفتد و دست تدارك و تلافى از دامن آن قاصر آيد و پاى مساعى در طلب اصلاح آن بسته ماند .
بر موجب اين مقدمات به سياست او مثالى عالى به نفاذ انجاميد . امير نوشروان برلاس در بيرون [ 4 ] درب عراق « 2 » در جوار باغ زبيده [ آقا ] او را به قتل رسانيد . چون اين معنى به وقوع پيوست ، امير سليمانشاه كه در سر با او عهد و ميثاق داشت ، در اين حال به طوس رسيده بود كه اين خبر به دو رسيد . از واقعه سلطان حسين تنگدلى نموده اظهار مخالفت و ياغيگرى كرد [ 5 ] .
ذكر مخالفت و ياغيگرى اميرزاده سليمانشاه [ 6 ]
امير سليمانشاه را چون خبر واقعه اميرزاده سلطان حسين معلوم شد ، كس
هامش
[ 1 ] . ت : ظالم .
[ 2 ] . ت : برداشتن .
[ 3 ] . ت : نپذيرد .
[ 4 ] . ت : برون .
[ 5 ] . ت : اين خبر به دو رسيد تنگدلى نموده اظهار مخالفت كرد .
[ 6 ] . ت : امير سليمانشاه .
( 1 ) موزه : يك نوع پا افزار كه تا ساق پا و زير زانو را مىپوشاند و چكمه نيز ( نفيسى ) .
( 2 ) بنا به نوشته حافظ ابرو ، شهر هرات داراى پنج دروازه بوده است ، دروازهئى كه بر -