امير سيّد خواجه و مبشّر با قريب سيصد سوار ايستاده بودند [ 192 - آ ] تيرباران كردند و از عقب ايشان دو قشون ديگر مردان كارى از آب گذشته بودند اينها نيز برسيدند و جمله حمله كردند و در « [ 1 ] » صدمهء نخست ملوخان روى بهطرف دهلى نهاد آن جماعت بنابر حزم و احتياط در عقب ايشان برفتند .
ذكر محاربهء حضرت صاحب قرانى با سلطان محمود والى دهلى و فتح شهر دهلى
بر ارباب عقل ظاهر و آشكارا و بر اصحاب فهم واضح و هويداست كه گشايندهء درهاى فتح و ظفر عنايت ايزدى است و نمايندهء راه سعادت و اقبال نعمت « [ 2 ] » بىغايت الهى و اگرچه خلعت سعادت بر قدّ قدر هركس در ازل دوختهاند و شمع دولت در شبستان مراد هركس از روشنى فيض فضل عالم علوى افروخته امّا برحسب حديث مصطفوى « [ 3 ] » - عليه افضل الصّلوات و اكمل التّحيّات - كه فرموده است : « حفّت الجنّة بالمكاره » « 1 » معلوم مىشود كه جمال كعبهء مراد بىتحمل مشقّت باديه « [ 4 ] » به سر نشود و مشاهدهء چهرهء مطلوب بىتكلّف زحمت ممكن نگردد .
مصراع
نابرده رنج گنج ميسّر نمىشود
آفتاب روشن دولت فتح و ظفر بعد از تاريكى گيرودار نبرد روى نمايد و طراوت چمن كامرانى از خونبارى ابر كار زار در وقت كارزار « [ 5 ] » پديد آيد .
شعر « [ 6 ] »
ملك را چون قرار خواهى داد * تيغ را بىقرار بايد كرد
چون غرض از اين سعى و كوشش اعلاى كلمهء حقّ و اظهار شعاير اسلام باشد ساعد آن مطلوب زودتر به دست آيد و چهرهء آن آرزو آسانتر روى نمايد . نمودار اين
هامش
( [ 1 ] ) - ت : ندارد .
( [ 2 ] ) - ل : رحمت .
( [ 3 ] ) - ت : مصطفى .
( [ 4 ] ) - ت : ندارد .
( [ 5 ] ) - ت : « در وقت كارزار » ندارد .
( [ 6 ] ) - ت : بيت .
( 1 ) بهشت با ناملايمات قرين است .