ترتيب جنگ كرده روانه شدند . در « [ 1 ] » آن منزل فرمان شد كه امراى بوانقار تا عمارت جهاننماى كه از عمارات فيروز شاه است و در دو فرسنگى دهلى واقع شده تاخت كنند برحسب فرموده « [ 2 ] » تاخت كردند و قتلها كرده غنايم بسيار گرفته مظفّر و منصور بازگشتند « [ 3 ] » .
در بيست و نهم ماه حضرت صاحب قرانى در مقابل قريهء پله « [ 4 ] » « 1 » از آب جون « [ 5 ] » « 2 » عبور فرموده بهجانب حصار لونى روانه گشت كه در آن طرف آب و علف بسيار بود و همينروز به قلعهء لونى رسيدند و پيشتر امير جهانشاه و امير شاه ملك و امير اللّه داد را بدان قلعه فرستاده بودند . ساكنان آنجا از دولت موافقت محروم مانده جنگ آغاز كردند و چون رايات همايون بدانجا رسيد شيخى عاقل و پيرى تجربه يافته بيرون آمده « [ 6 ] » و اظهار انقياد كرد و ديگران در مقام عصيان باقى ماندند . بندگى حضرت فرمان فرمود تا نقبها زدند و جنگ سخت كردند وصول رايات ظفر شعار نماز پيشين بود پسينگاه قلعه فتح شده بود و بيشتر گبران در اندرون حصار زنان و فرزندان و مالها را سوخته بودند . بندگى حضرت آن شب در بيرون آن حصار توقّف فرمود و روز ديگر كه سلخ ربيع الاوّل بود سردار قلعه را به قتل آورد « [ 7 ] » و اهالى آن را غارت كرد .
روز ديگر كه غرّهء ربيع الآخر بود از مقام لونى سوار شد و بر لب آب چون به مقابله جهاننماى رفتند و گذرگاهها را تفحّص نمودند و نماز ديگر بازگشتند و در لشكرگاه نزول فرمود .
روز ديگر در همان منزل توقّف نمود و از اين يورت در غرّهء ماه امير سليمان شاه و امير جهان شاه را جهت تاخت كردن بهجانب جنوبى دهلى فرستادند و دويم ماه بندگى حضرت با هفصد سوار جيبهپوش بهطرف عمارت جهاننماى حركت فرمود و زير و بالاى وى درآمد و بيرون شد آن موضع را احتياط كرده وظايف حزم مرعى داشت . در اين اثنا ملوخان با قريب چهارهزار سوار و پنجهزار پياده و بيست و هفت زنجير فيل بيرون آمده نزديك رسيد از عساكر منصوره بر لب آب « [ 8 ] » جون امير سونجك و
هامش
( [ 1 ] ) - م : از .
( [ 2 ] ) - ت : فرمان .
( [ 3 ] ) - م و ل : باز آمدند .
( [ 4 ] ) - ت : تله .
( [ 5 ] ) - ت : ندارد .
( [ 6 ] ) - م و ت : آمدند .
( [ 7 ] ) - ل : آوردند .
( [ 8 ] ) - ت : « بر لب آب » ندارد .
( 1 ) همان : « بله » ، همان .
( 2 ) همان : « جون » ، همان .