در چهاردهم محرّم مذكور امتثال فرمان اعلى واجب دانسته متوجّه آن صوب گشتند و چون به حوالى آن قلعه رسيدند خندقى عميق و سورى بلند ديدند سر به گردون كشيده فى الحال آغاز حرب نهادند و از طرفين كوششها كردند . چون شب درآمد شهاب الدّين از طرفى ديگر شبيخون آورده آتش حرب بالا گرفت و امير شيخ نور الدّين چنانچه عادت او بود « [ 1 ] » صدمات مردانه و حملههاى پردلانه به تقديم رسانيد .
لشكر قلعه چون ماهى در تاب وهم « [ 2 ] » مرغ نيم بسمل در اضطراب افتادند و بسيارى از ايشان به قتل آمدند و سيل بلا بالا گرفت و كشتى حيات در گرداب فنا افتاد چنانچه از سر ضرورت خود را در درياى خونخوار انداختند - كالمستجير من الرّمضاء بالنّار « 1 » - يعنى بر مثال كسى كه از ريگ گرم گريزد و به آتش پناه برد « [ 3 ] » از گرداب جنگ به دريا پناه بردند و در آن معركه ، مقصود و برادرانش و خانه بچگان در موقف جنگ و ميدان نام و ننگ كوششهاى مردانه كردند . چون امير صاحبقران به حوالى جزيره نزول فرمود جماعتى كه آن ناموس كرده بودند و بعضى كه زخمدار گشته همه را به نوازش خسروانه و عواطف پادشاهانه مخصوص گردانيد « [ 4 ] » و به تشريفات فاخر سرافراز ساخت و هم در اين شب شهاب الدّين مبارك با اتباع خود مقدار دويست كشتى مرتّب كرده روى به گريز نهاد « [ 5 ] » و بهجانب اوچه متوجّه شد . امير شيخ نور الدّين برموجب « [ 6 ] » فرمان بر كنار آب روانه شده جنگ مىكردند و خلقى بسيار از هندوان « [ 7 ] » تلف شدند چون كشتىها به رود ملتان نزديك شد « [ 8 ] » لشكرهاى اميرزاده پير محمّد و امير سليمان شاه نيز بدان طرف رفته بود اطراف ايشان بگرفتند عاقبت ايشان را در دريا دستگير كردند و بر تيغ انتقام گذرانيدند . « [ 9 ] »
شهاب بىنور زن و فرزند خود را در آب افكنده جان از آن ورطهء هايل به ساحل نجات انداخت و چون از اين مهمّ فراغى حاصل شد رايات همايون مطزّز به آيات « [ 10 ] » فتح و ظفر روز يكشنبه بيست و چهارم به لب آب خيازه « 2 » مقابل سور قلعه نزول فرمود و
هامش
( [ 1 ] ) - ت : « چنانچه عادت او بود » ندارد .
( [ 2 ] ) - م و ت : ندارد .
( [ 3 ] ) - ت : گيرد .
( [ 4 ] ) - م و ل : فرمود .
( [ 5 ] ) - م : آوردند .
( [ 6 ] ) - م و ل : حسب .
( [ 7 ] ) - ت : هندوستانيان .
( [ 8 ] ) - م : رسيد .
( [ 9 ] ) - م : گذرانيد .
( [ 10 ] ) - ت : « مطرز به آيات » ندارد .
( 1 ) ( - - -
( 2 ) ظفرنامه شامى ( فيلكس تاور ) : « جناوه » ، ص 178 ، ظفرنامه على يزدى : « جناوه » ، ج / 2 ، ص 45 .