تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 765

مساهمون:

ص٧٦٥
راههاى تنگ را گرفته عساكر منصوره پيش رفتند و با ايشان جنگ درپيوست و ياساقيان به بالاى كوه برآمدند و گوسفند بىشمار به شيب آوردند و برات خواجهء كوكلتاش الحاح « [ 1 ] » بسيار كرد تا بدان راههاى تنگ رسيدند و چون اجل رسيده بود آنجا هلاك شد . بعد از او شيخ حاجى به مستقبل « [ 2 ] » دشمنان شد « [ 3 ] » در آن راههاى تاريك جنگهاى سخت كرد و زخم‌دار شده بازگرديد . همان ساعت تركمانان منهزم شده بگريختند و مال بىحدّ و قياس به‌جا گذاشتند . « [ 4 ] » لشكر در پى ايشان كرده به كوه بر آمدند و اسب و استر و گوسفند بسيار [ 171 - آ ] گرفتند و شيخ تيمور بهادر در عقب بديشان رسيده حمله‌هاى مردانه كرد و ايشان را براند و بعضى را به قتل آورد و آنها كه نجات يافتند به‌جانب گرمسير رفتند و حصارى ديگر بود . جماعتى گبران بىدين در آنجا جمع گشته بودند « [ 5 ] » فرمود تا اطراف و جوانب آن را فروگرفتند و به قهر و غلبه بگرفتند « [ 6 ] » و اهالى آن را هلاك گردانيد « [ 7 ] » و قلعه را ويران فرمود بعد از آن مجموع امرا و اميرزادگان از عقب تركمانان بازگشته به سلامت در دشت قولغى نزول فرمود . در روز يكشنبه دهم رمضان از آنجا كوچ فرموده شب در ميان كرده روز دوشنبه يازدهم رمضان « [ 8 ] » به كنارهء آق‌ساى رسيدند از آنجا لشكريان را نامزد قلاع مفسدان گردانيدند « [ 9 ] » . اميرزادهء اعظم اميرانشاه بهادر با لشكر آراسته به‌جانب حصار ساريق « 1 » روانه شد و امير اوچ‌قرا « [ 10 ] » ملازم او بود به قوت بازوى مردى بر دشمنان غالب آمده حصار ايشان را گرفته « [ 11 ] » و ويران كرد و مردم ايشان را به قتل آورد و در اين ايّام خان‌زاده بنت شكر بيك خانم طوى پادشاهانه كرد و حكم نافذ شد كه اميرزاده اميرانشاه بهادر بدان طوى توقّف نكند و متوجّه شده دمار از ديار بىدينان برآرد و اميرزاده محمّد سلطان را از جانب دربند روان ساخت . چون از طوى فارغ شدند امرا و نزديكان را خلعت داد و نوازش فرمود . دو روز از شوّال گذشته « [ 12 ] » شيخ الاسلام شيخ نور الدّين عبد الرحمن اسفراينى كه از جملهء مشاهير مشايخ روزگار بود از طرف بغداد به اسم رسالت به بندگى حضرت صاحب قرانى رسيد و بندگى حضرت مقدم او را به اعزاز تلقى « [ 13 ] » فرمود و عزّت داشت
هامش
( [ 1 ] ) - ت : جنگ . ( [ 2 ] ) - ت : به‌سوى . ( [ 3 ] ) - ت : رفت . ( [ 4 ] ) - م : گذاشتند . ( [ 5 ] ) - ت : ندارد . ( [ 6 ] ) - ت : آن را مسخّر گردانيد . ( [ 7 ] ) - ت : كرد . ( [ 8 ] ) - ت : « يازدهم رمضان » ندارد . ( [ 9 ] ) - م : گردانيد . ( [ 10 ] ) - م و ل : روح اقرا . ( [ 11 ] ) - م و ت : گرفتند . ( [ 12 ] ) - ت : گذشت . ( [ 13 ] ) - ت : اعزازى بليغ . ( 1 ) ظفرنامه شامى ( فيلكس تاور ) : « ساريع » ، ص 137 .