تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 763

مساهمون:

ص٧٦٣

ذكر حالاتى كه بعد از تسخير فارس واقع شد

حضرت صاحب قرانى را چون از قضيّهء فارس فراغتى « [ 1 ] » حاصل شد متوجّه اصفهان گشت و پيشتر اميرزاده محمّد سلطان را بدان طرف فرستاده بود با جمعى امرا و عساكر چون خبر توجّه بندگى حضرت بدان صوب بشنيد استقبال نموده بساط بوس بندگى حضرت دريافت و تا پنج روز هرروز طويى تازه با پيشكشهاى بىاندازه به تقديم مىرسانيد . امير صاحب‌قران در بيست و ششم رجب از آنجا كوچ فرموده خبر رسيدن آقايان و خواتين برسيد ، مخدوم و مخدوم‌زادهء جهانيان [ 170 - ب ] اميرزاده « [ 2 ] » شاهرخ بهادر - خلّد اللّه ملكه و خلافته « [ 3 ] » - و مجموع اميرزادگان كه در اردو بودند به استقبال سراى ملك خانم روان شدند و شب در ميان كرده حضرت صاحب قرانى به جربادقان رسيد و از آنجا شب در ميان كرده به ولايت انكوان « 1 » آمد و آن قوم ياغى گشته و مخالفت ورزيده بودند . امر فرمود تا ايشان را بغارتيدند . شب در آن منزل نزول فرمود و روز ديگر از آنجا شكارى دو روزه اختيار كردند . در اين وقت سراى ملك خانم و تومان آغا به بساط بوس رسيدند و جناب خان‌زاده ساختگى بسيار فرموده آداب حضرت صاحب قرانى را رعايت فرموده شرف بندگى دريافت . روز چهارشنبه از آن موضع كوچ كرده از پل و گذر قراسو گذشته « [ 4 ] » نزول فرمودند و دو شب توقّف نمودند . روز چهارم كوچ كردند و به ولايت همدان درآمد و در مرغزار همدان سراى پرده و بارگاه زدند و ماه شعبان آنجا نو شد . اميرزاده اميرانشاه بهادر اغرقها را گذاشته جريده به حضرت آمد و امراى امير جهانشاه و امير شمس الدّين از سلطانيّه برسيدند و حاجى محمود شاه و اوچ قرابهادر از جانب ديگر برسيدند « [ 5 ] » و اميرزاده محمّد سلطان مال ولايت اصفهان جمع كرده به حضرت رسانيد و چون ممالك آذربايجان و توابع و مضافات آن تا حدود روم به اميرزادهء جهانيان اميرانشاه بهادر مفوّض شده بود از آن ولايات « [ 6 ] » ساوريها بيرون آورده
هامش
( [ 1 ] ) - ل : فراغى . ( [ 2 ] ) - م : امير . ( [ 3 ] ) - ت : « خلد اللّه ملكه و خلافته » ندارد . ( [ 4 ] ) - م : گذشتند . ( [ 5 ] ) - ت : ندارد . ( [ 6 ] ) - ت : ولايت . ( 1 ) ظفرنامه شامى ( فيلكس تاور ) : « انكودان » ، ص 136 .
زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 763 | سيد كمال حاج سيد جوادى / عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )