تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 764

مساهمون:

ص٧٦٤
به انواع پيشكشها به عزّ عرض رسانيدند و طويهاى متعاقب كردند . امير صاحب‌قران در اوج كامكارى و اقتدار « [ 1 ] » چندروز به عيش و طرب مشغول شد و سراى ملك خانم و تومان آغا طويهاى پادشاهانه كردند و به آوازهاى خوش و الحان دلپذير هوش خلايق ربوده در مقام نوشانوش به عشرت و كامرانى گذرانيدند ، و از سر فراغ بال به زبان حال مىسرودند « [ 2 ] » : شعر « [ 3 ] »
يك دو روزى كه در اين مرحله مهلت دارى * خوش برآساى زمانى كه زمان اين « [ 4 ] » همه نيست
روز سه‌شنبه اختيار كوچ فرموده از موضع المه قروق شكار كردند و انواع شكاريها زدند و از صيد انداختن و اسب تاختن كامها برگرفتند و به موضع تومادو رسيده پنج روز آنجا نشستند . روز چهارشنبه از آن موضع شكار انداخته كوچ كردند و روز ديگر به موضع بيش يرماق « 1 » رسيدند و « [ 5 ] » شكاريها زدند و به موضع كول لوجه فرود آمدند و از آنجا به موضع دلبر نزول فرمود « [ 6 ] » و از آنجا به جلگاى گنبدك درآمده نشستند و در آن موضع طويهاى سنگين كرده « [ 7 ] » و مدّتى به عيش و طرب گذرانيدند . روز دوشنبه از آنجا كوچ كرده شب در ميان مقدار چهار فرسخ رفته فرود آمدند و اميرزاده اميرانشاه بهادر به ظاهر قولغى « 2 » رسيده قاصدى به حضرت امير صاحب‌قران فرستاد مضمون آنكه محمّد تركمان ميان كوهستان نشسته اظهار مخالفت و عداوت « [ 8 ] » مىكند و لشكر بسيار جمع كرده و اهل ولايت را به بالاى كوه برآورد . امير صاحب‌قران فى الحال سوار شده از راه سنكسون روانه شد و دو روز و دو شب به تعجيل تمام « [ 9 ] » راندند . روز پنجشنبه « [ 10 ] » به قولغى رسيده « [ 11 ] » در دشت جهان ناور « [ 12 ] » توقّف كردند و امر فرمود تا مجموع راهها و گريزگاههاى ايشان را « [ 13 ] » گرفته محافظت نمايد و آن تركمانان را در آن نزديك حصارى بود اباشا نام « [ 14 ] » و درّه و حصنى ديگر تيشلا نام « [ 15 ] » در كوه ، و راههاى آن به‌غايت تنگ و دشوار در آن مواضع نشسته بودند و
هامش
( [ 1 ] ) - ت : « و اقتدار » ندارد . ( [ 2 ] ) - ت : مىگفتند . ( [ 3 ] ) - ت : ندارد . ( [ 4 ] ) - ت : آن . ( [ 5 ] ) - ت : « رسيدند و » ندارد . ( [ 6 ] ) - ت : كردند . ( [ 7 ] ) - م و ل : كردند . ( [ 8 ] ) - م و ل : « و عداوت » ندارد . ( [ 9 ] ) - ت : ندارد . ( [ 10 ] ) - م و ل : ديگر . ( [ 11 ] ) - ت در حاشيه : به قولغى رسيده . ( [ 12 ] ) - م و ل : ماور . ( [ 13 ] ) - ت : ندارد . ( [ 14 ] ) - ت : « اباشا نام » ندارد . ( [ 15 ] ) - ل : پيشلا . ( 1 ) ظفرنامه على يزدى ( اورونبايوف ) : « بيش برماق » ، ص 241 . ( 2 ) ظفرنامه شامى ( فيلكس تاور ) : « قولاغى » ، ص 137 .