بهجهت ضبط لشكر پنج شش روزى توقّف كرد و عزم فرمود متوجّه حضرت اعلى شد .
در اين اثنا باز امير صاحبقران قاصدى فرستاد و امر فرمود كه اغروق را گذاشته لشكرها بردارد و به زودى متوجّه صوب شيراز شود « [ 1 ] » و حكومت شوشتر به خواجه مسعود سبزوارى « [ 2 ] » مقرّر گردانيده با لشكرها « [ 3 ] » متوجّه صوب شيراز شده اميرزاده نيز بهموجب حكم متوجّه گشت . « [ 4 ] »
ذكر توجّه امير صاحبقران بهجانب شيراز
در منزل اوّل كه از شوشتر متوجّه شيراز گشته به آب شور رسيد و روز ديگر در رامز نزول فرمود و روز يكشنبه به موضع رود منقوت گذشته فرود آمد . روز دوشنبه در موضع چاوشان « [ 5 ] » نزول كرده و روز سهشنبه به آب لرستان كه به ارغوان موسوم است رسيد و از آب گذشته فرود آمد . روز چهارشنبه به آب شيرين رسيد و به موضع بيدك « [ 6 ] » نزول كردند . روز آدينه قول لشكر « [ 7 ] » به موضع حويان « [ 8 ] » فرود آمدند . « [ 9 ] » روز شنبه بود كه به مالامير شول رسيده گذشتند و روز يكشنبه بر آب جولاهان « [ 10 ] » نزول كردند و شب آتش قلعهء سفيد ديدند . روز دوشنبه عاشر جمادى الاوّل به قلعهء سفيد رسيده و اين قلعهئى است در غايت استحكام و فسحت طول و عرض آن مقدار چهار « [ 11 ] » فرسخ باشد « [ 12 ] » بر كوهى بلند واقع شده و در نفس قلعه و حوالى آن آبهاى روان فراوان « [ 13 ] » و برجهاى او از رفعت سر بر آسمان
بيت « [ 14 ] »
از جبالش بهشدّت آمده ننگ * و از سپهرش به رفعت آمده عار
و يك راه دارد آن نيز تنگ و پيچ در پيچ به حيثيّتى كه اگر سهكس به يك راه از آن بازايستند هزار هزار را منع توانند كرد و آنگاه مواضع برجهاى آن را به سنگ و گچ استوار كرده « [ 15 ] » و در اندرون آن سرايها و خانههاى خوب ترتيب داده و مدّت پنج سال بود تا شاه منصور آن را بهدست آورده بود و سعادت نام معتمدى در آنجا باز داشته
هامش
( [ 1 ] ) - ت : متوجّه گردد .
( [ 2 ] ) - ت : شيرازى .
( [ 3 ] ) - م و ل : « با لشكرها » ندارد .
( [ 4 ] ) - م و ل : « اميرزاده نيز بهموجب حكم متوجّه گشت .
( [ 5 ] ) - ت : خاوشان .
( [ 6 ] ) - م : بيدكى ، ت : خان بيدك .
( [ 7 ] ) - ت : « قول لشكر » ندارد .
( [ 8 ] ) - ت : جولاهان .
( [ 9 ] ) - م و ت : آمد .
( [ 10 ] ) - ت : بود كه بر آب زهرا .
( [ 11 ] ) - ت : چهار پنج .
( [ 12 ] ) - ت : است .
( [ 13 ] ) - ت : ندارد .
( [ 14 ] ) - م : ندارد .
( [ 15 ] ) - ت : كردهاند .