تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 659

مساهمون:

ص٦٥٩
بندگان درگاه در گرد بارگاه جيبا پوشيده به احتياط تمام بيدار بودند و حضرت صاحب قرانى در شب مقرّر كرد كه او را چون گيرند و كه گيرد « [ 1 ] » و نوكران او را به چه‌نوع ضبط نمايند . و بامداد سارو عادل برقرار معهود با لشكر خود به ساورى درگاه حاضر آمد . بندگان درگاه برموجب فرمودهء حضرت صاحب قرانى با او به طريقهء انبساط درآمدند و همان قاعدهء تعظيم نگاه « [ 2 ] » داشته « [ 3 ] » و او را خواب خرگوش داده غافل گردانيدند تا به ميعاد معيّن رسيد از اطراف او درآمده « [ 4 ] » و او را بگرفتند و در زمان ، جميع خيام او و احمال و نوكران او به ضبط درآوردند و چون او را بگرفتند تأسّف و تحسّر بسيار خورد و پشيمانى هيچ مفيد نيامد و بعد از چندروز حكم به كشتن او نافذ گشت : بيت
او نيز برفت ازين گذرگاه * و آن كيست كه نگذرد ازين راه
حضرت صاحب قرانى چندروز در تبريز و آن نواحى به‌سر برد . در آخر تابستان از راه نخجوان روان گشته به حصار كروم رسيد و جنگ انداخته و آن را گرفت و پيشوايى ايشان شيخ حسين « 1 » نام را به [ نزد ] حضرت آوردند و چون به حصار و جرسرماتو « [ 5 ] » « 2 » رسيد جنگ كرده آن را گرفته خراب گردانيد و نويان « 3 » نام تركمانى كه بزرگ آن قوم بود گرفتند و از آنجا كوچ فرموده به قلعه و حصار قرس « [ 6 ] » رسيدند و اطراف و جوانب او فرو گرفتند . حصار قرس بغايت محكم و استوار « [ 7 ] » بود و والى آن حصار فيروز بخت نام جنگهاى مردانه كرد ، آخر الامر اطاعت نموده به حضرت آمد ، او را بنواخت و مزيد انعام و اكرام مخصوص گردانيد و از آنجا كوچ كرده به بالاى موضع آق بقرا برآمد و موسم برف و بارندگى بود و سرما بغايت رسيده از راه كنتو « 4 » به موضع تفليس رسيد و آن شهر داخل مملكت گرج شده بود و به هرج‌ومرج روزگار و بىاهتمامى سلاطين آن ديار به دست ايشان افتاد . امير صاحب‌قران امرا و اركان دولت را
هامش
( [ 1 ] ) - ت : « و كه گيرد » ندارد . ( [ 2 ] ) - ت : واجب . ( [ 3 ] ) - ت : داشتند . ( [ 4 ] ) - ت : درآمدند . ( [ 5 ] ) - ل : و جوسرمانو ، ت : سرمالو . ( [ 6 ] ) - م و ل : فرس . ( [ 7 ] ) - ت : استقرار . ( 1 ) ظفرنامه شامى ( فيلكس تاور ) : « حسن » ، ص 99 . ( 2 ) همان : « سورمارى » . ( 3 ) همان : « توتان » . ( 4 ) همان : « كيتو » .