حال از حدود سغناق خبر رسيد كه بيك فولاد ( 1 ) با تقتمش خان جنگ كرده است و تقتمش از او روىگردان ( 2 ) گشته و پناه به حضرت امير ( 3 ) صاحب قرانى آورده نزديك رسيده است . چون حضرت صاحب قرانى بر مضمون اينحال وقوف يافت تومانتمور ( 4 ) « 1 » را با تحف و هدايا به استقبال او فرستاد و رايات همايون با فتح و فيروزى ( 5 ) به جانب سمرقند معاودت نمود .
ذكر آمدن تقتمش خان پيش حضرت صاحب قرانى و قضايايى كه او را در الوس چغتاى ( 6 ) واقع شد
چون تقتمش اغلان نزديك سمرقند رسيد حضرت ( 7 ) صاحب قرانى ( 8 ) استقبال او ( 9 ) فرموده ( 10 ) و در وظايف اعزاز و احترام او به اقصى الغاية و الامكان سعى فرموده آنچه طريقه محافظت آداب از چنين جنابى ( 11 ) با چنان پادشاهى سزد ( 12 ) به تقديم رسانيد و با او همعنان به شهر سمرقند مراجعت فرمود و طوىهاى پادشاهانه فرموده ( 13 ) و پيشكشهاى لايق ترتيب كرده چندان زر و زيور و مال و قماش و اسب و استر و خيمه و خرگاه و كوس و علم و خيل و حشم در حقّ او انعام فرمود كه عقل از حدّ و شمار آن عاجز آيد و مال ولايت اترار و ساوران در وجه اخراجات او نهاده بدان جانب [ 112 - آ ] حركت كرد . بعد از آنكه چندگاه در آن نواحى بود قتلغ بوقا پسر ارس خان اوزبكى لشكر كشيده آمد و با تقتمش خان جنگ بسيار كرد و قتلغ بوقا را در جنگ تيرى رسيد و بدان سبب هلاك شد . لشكر او به جوش درآمدند و از سر قهر و غضب تقتمش را براندند و ولايت او را غارت كردند . ديگرباره گريخته پيش امير صاحب قران آمد زيادت از كرّت ( 14 ) اوّل در اعزاز و احترام و رعايت و اكرام او كوشيده ترتيب اسباب
هامش
( 1 ) - ت : پولاد .
( 2 ) - م و ل : گريزانه .
( 3 ) - ت : ندارد .
( 4 ) - م و ل : نويان تيمور .
( 5 ) - ت : « با فتح و فيروزى » ندارد .
( 6 ) - م و ل : و آنچه او در اين الوس .
( 7 ) - ت : امير .
( 8 ) - ت : صاحب قران .
( 9 ) - م و ل : ندارد .
( 10 ) - ت : نمود .
( 11 ) - ت : « از چنين جنابى » ندارد .
( 12 ) - م : سپرد ، ت : شود .
( 13 ) - ت : داده .
( 14 ) - ت : ندارد .
( 1 ) ظفرنامه شامى ( فيلكس تاور ) : « تومان تيمور » ، ص 74 ، ظفرنامه على يزدى : « تومن تمور » ، ج / 1 ص 202 .