تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 495

مساهمون:

ص٤٩٥
وفات شاه محمود امرا و اركان دولت [ 103 - ب ] با سلطان قطب الدّين ( 1 ) اويس بيعت كردند امّا اين بندگان بر جادّهء عبوديّت و هوادارى آن حضرت ثابت‌قدم‌اند . خزاين شاه نقل طبرك كرده و قلعهء طبرك را از مخالف محافظت مىنمايند تا به هرچه حكم صادر گردد به تقديم رسانيده آيد ، يك دو نوبت ، امرا ، جنگ را متأهّب ( 2 ) « 1 » شدند و كوششهاى بليغ ( 3 ) نمودند ، مؤثّر نيامد . شاه شجاع را محلّ توقّف و تأنّى ( 4 ) نماند در اين باب در زمان نهضت فرموده بر صوب عراق عنان عزيمت معطوف گردانيد .

ذكر توجّه شاه شجاع به اصفهان و مسلّم داشتن اصفهان سلطان اويس

چون شاه شجاع عزيمت اصفهان نمود هر لحظه فوجى از اصول عراق موكب او را استقبال مىنمودند و نثار و پيشكش فراخور به عرض ( 5 ) مىرسانيد ( 6 ) و هر زمان قومى به معسكر او ملحق مىشد و در اصفهان چون قطب الدّين اويس رسم عزا به اقامت رسانيد ، خاطر به كار ملك و لشكر پرداخت به امرا و اركان دولت مشورت فرمود . متّفق اللفظ به هواخواهى و يك‌جهتى او اتّفاق نمودند و عقد بيعت بستند و بنيان مصادقت و ولا و اركان معاهدت را مشيّد گردانيدند . سلطان قطب الدّين اويس امراى بزرگ را چون امير ابراهيم شاه و امير عبد الكريم و امير پير على عادلشاه و امير خطير و پير عمر را به خلعتهاى فاخر و كمرهاى مرصّع نوازش فرمود و از مواجب و انعام و اقطاعات و مسلّمات كه در ايّام شاه محمود داشتند بر آن اضافت نمود ؛ از آن جمله خواجه بهاء الدّين قورچى كه اختيار قلعهء طبرك داشت در اين مقابله ( 7 ) دمسازى نكرد و از دايره بيرون رفت انفراد و استقلال اختيار كرد و به حبل المتين شاه شجاع تمسّك اولى و اهمّ ديد از دعوت سلطان قطب الدّين ابا نمود و به صنعت و حيله بلكه از راه بهادرى و دلاورى خزانهء شاهى و طشت خانه را در شب به
هامش
( 1 ) - ل : ندارد . ( 2 ) - ت : مناهب . ( 3 ) - ت : ندارد . ( 4 ) - ت : ندارد . ( 5 ) - ت : بعضى . ( 6 ) - ل : مىرسانند . ( 7 ) - ت : معامله .
( 1 ) متأهّب : آماده و مهيّا و ساخته براى كار ( ناظم الاطباء ) .