تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 456

مساهمون:

ص٤٥٦
را بكش . اين ( 1 ) خبر به سمع شريف ( 2 ) امير صاحب قران رسيد ، الجايتو را فرمود كه برو و اين خويش خود را ملامت كرده زجر و توبيخ [ 95 - آ ] نماى و آخر نصيحت كرده او را با خود بياور . الجايتو عذر خواست كه مىانديشم كه نصيحت با او سود ندارد و من در ميان خجالت برم . امير صاحب قران عذر او را مسموع داشته امير تابان ( 3 ) بهادر و خواجه يوسف را پيش او فرستاد و وظايف نصيحت تقديم فرموده ايشان روانه گشتند . چون به شبورغان رسيدند با او ملاقات كرده آثار مخالفت در چهرهء ايشان ( 4 ) مشاهده كردند ، در ساعت ، هردو را گرفته مقيّد گردانيد . چون اين خبر به حضرت امير صاحب قران رسيد فرمود تا امرا و نوييان با لشكرها سوار شدند و متوجّه گشته به شبورغان رسيدند و آن را در ميان گرفته حصار دادند . زنده حشم عاجز و متحيّر شد و چون ضعف خود و قوّت عساكر منصوره مشاهده كرد ، به تضرّع و زارى درآمد و التماس عفو و مرحمت نموده درخواست كرد كه لشكر بازگردد تا او با شمشير و كفن به درگاه آيد . امير صاحب قران دامن عفو برگناه او پوشيده ملتمس او مبذول داشته به سمرقند مراجعت نمود . ( 5 ) زنده حشم امير موسى را بيرون آورد و با برادر كهتر خود اسلام به حضرت امير صاحب قران فرستاد و امير الجايتو را شفيع انگيخت و با كفن و شمشير روى بدان حضرت نهاد . شفاعت الجايتو در محلّ قبول افتاد و چون زنده حشم به بساط بوس آمد حضرت صاحب قرانى بر پيرى و ضعف وى [ را ] ببخشود و از سر گناهان وى درگذشت و امير موسى را به قرار معهود حرمت داشته جرائم او نيز عفو فرموده ( 6 ) آرى : بيت
ز ابتداى دور عالم تا به وقت پادشاه * از بزرگان عفو بودست از فرودستان گناه ( 7 )
ايشان را به خلعت و انعامها مخصوص گردانيده و بر طريقهء ايّام گذشته در امور مملكت مدخل داد و هريك را به محلّ و ( 8 ) به مقام او باز فرستاد .
هامش
( 1 ) - ت : ندارد . ( 2 ) - ت : آن . ( 3 ) - ل : بايان . ( 4 ) - ت : او . ( 5 ) - م ؛ فرمود ، ل : فرموده . ( 6 ) - ت : فرمود . ( 7 ) - م و ل : از « آرى . . . » تا اينجا ندارد . ( 8 ) - ت : « و هريك را به محل و » ندارد .