تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 455

مساهمون:

ص٤٥٥
سربلنديى رفت و احتياط تمام فرمود و تحقيق كرد كه امير موسى به وضعى ديگر آمده است . بازگشت و لشكر خود را يساق كرده براثر او روانه ( 1 ) شد . چون شب درآمد از چهار طرف او درآمده شبيخونى زد و از همشان فروريخت چنانچه امير موسى با معدودى چند به طرف اترار گريخت . جونكى اغرق او را گرفته كيفيّت واقعه را مشروح ( 2 ) عرضه داشت امير قرلقاج نمود و خود مراجعت نمود و امير قرلقاج لشكرها سوار ساخت و تمامت راهها ببست و امير موسى چون از آن طرف ( 3 ) راهى نيافت معاودت نمود و از آب آمويه بگذشت و از سر اضطرار روى به شبورغان نهاد و به زنده حشم پيوست و چون زنده حشم ، مردى كوتاه انديشه [ و ] ديوانه نهاد بود به اغواى او سر از ربقهء طاعت امير صاحب قران بكشيد و طمع سردارى به استقلال در دماغ جاى داد . در اين سال حضرت صاحب قران در تيرماه فرمان داد تا امرا و نوييان جهت قوريلتاى به درگاه جمع شوند ، ( 4 ) برحسب فرمان حاضر شدند ( 5 ) و زنده حشم بدان سبب كه ذكر آن گذشت به موجب حكم حاضر نگشته بود . ايلچى فرستاده او را بر فرمان‌نابردارى ( 6 ) تهديدها فرمود و به اردو طلب كرد . ايلچى را به اعزاز هرچه تمامتر فرود آورد و سوگند آن ( 7 ) ياد كرد كه در عقب تو با كفن و شمشير مىآيم . مصرع ( 8 )
گر بكشد يا كه زنده دارد او داند
و پيشتر از اين ، دو امير نامدار بيرم شاه و تيلانجى ( 9 ) پسر او از امير حسين روىگردان شده به جانب ( 10 ) خراسان رفته بودند . ( 11 ) چون قضيّه زوال امير حسين شنيدند خرّم و شادان ( 12 ) گشته روى به حضرت امير صاحب قران آوردند . ( 13 ) و زنده حشم با ايشان مكر و غدر كرده به سر راه ايشان رفت و اسباب عشرت از گوسفند و شراب و آنچه فراخور آن باشد با خود برد و ايشان را طوى كرد و در حالت مستى پدر و پسر هردو را گرفته بندها برپاى نهاد و به دست برادر بزرگ خود امير ( 14 ) محمّد سپرد و به حضور مردم با او گفت ايشان را به خدمت امير تيمور رسان ، و با او مواضعه كرده بود ( 15 ) كه در راه ايشان
هامش
( 1 ) - ت : روان . ( 2 ) - ل : تشريح . ( 3 ) - م : حرف . ( 4 ) - م و ل : شدند . ( 5 ) - ت : جمع آمدند . ( 6 ) - ت : ندارد . ( 7 ) - ت : ندارد . ( 8 ) - بيت . ( 9 ) - م : دلانجى . ( 10 ) - م : « به جانب » ندارد . ( 11 ) - م و ل : ندارد . ( 12 ) - ت : شادمان . ( 13 ) - م و ل : نهادند . ( 14 ) - ت : ندارد . ( 15 ) - ت : ندارد .