تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 407

مساهمون:

ص٤٠٧
اقبال و كامرانى نوباوهء بستان زندگانى جهانگير را به مباركشاه سنجرى سفارش نموده با ترتيب و تجمّلى تمام به جانب ملك فرستاد و پيغام داد كه چون مسلمانى و ديندارى تو معلوم دارم اعتماد بر دوستى تو كرده فرزند و قرّة العين ( 1 ) خود را پيش تو فرستادم و امّيدوارم كه در محافظت و رعايت او وظايف مكارم ملكانه تقديم نموده او را ملحوظ نظر شفقت فرمايى . چون ايشان را روانه گردانيد خود به مباركى با ششصد مرد سوار شده شب در ميان كرده روز ديگر به چارباغ ( 2 ) رسيد و از طرف خزار درآمده قرشى را در ميان گرفتند و نوكران امير موسى را مقهور گردانيده گرفتند ، ايشان گفتند كه خويشاوندان قيصر دور شدند ( 3 ) لشكر خود را گرفته گريختند . اباجاق و كودا « 1 » و اردو شاه و دوركا و شيخ على بهادر غلط كرده بىآنكه تحقيق كنند با بازرگانان كه آنجا بودند ( 4 ) جنگ كرده غالب شدند . قماش بسيار و مال وافر از ايشان ( 5 ) گرفته‌اند . امير صاحب قران ايشان را زجر كرده فرمود تا به خداوندان باز دادند ( 6 ) و لشكر قراوناس پنج هزار مرد در قوزى منداق نشسته بودند . امير سليمانشاه و برات خواجه و هندوشاه با لشكرها برسر ايشان آمده‌اند و اباجاق و كودا از جانب خزاز رسيدند و با ايشان متّفق گشته امير صاحب قران را از حال ايشان خبر نبود نيم‌شب سوار شده به نوقط ( 7 ) « 2 » رسيد و آنجا معلوم كرد كه لشكر بسيار جمع شده‌اند . در اين اثنا امير چاكو از اسب افتاده بود و مجروح شده او را با سى مرد به طرف مخدوم‌زادهء جهانيان جهانگير به ( 8 ) خراسان فرستاد . امرا مجموع اتّفاق كرده جنگ اختيار كردند . امّا على براين معنى متّفق نبود و مصلحت نمىديد . ( 9 ) امير صاحب قران ( 10 ) به قهر و جبر او را سوار كرده گردانيد و شيخ على بهادر و آق‌بوقا بهادر را با شصت مرد منقلا ساخته روانه گردانيد و از جانب ياغى هندوشاه با سيصد مرد مقدّمه ( 11 ) بود . هردو به هم رسيدند و باهم
هامش
( 1 ) - ت : ندارد . ( 2 ) - ت در حاشيه : در موضع سمان . ( 3 ) - ت : از « ايشان گفتند . . . » تا اينجا ندارد . ( 4 ) - م و ل : « كه آنجا بودند » ندارد . ( 5 ) - ت : ندارد . ( 6 ) - ت : دهند . ( 7 ) - ت : نوقت . ( 8 ) - ت : « نزد مخدوم‌زادهء جهانيان جهانگير » ندارد . ( 9 ) - م و ل : نبودش . ( 10 ) - ت در حاشيه : برادرانش اين معنى به خلوت عرضه داشتند . ( 11 ) - ت : مقدم ايشان .
( 1 ) ظفرنامه على يزدى ( اورونبايوف ) : « انانجك و كوده » ، ج / 1 ، ص 115 ، ظفرنامه على يزدى ( اورونبايوف ) ، « انانجك و كوده » ، ص 124 . ( 2 ) ظفرنامه شامى ( فيلكس تاور ) : « نوقت » . ص 44 ، ظفرنامه على يزدى ( اورونبايوف ) ، « نوقت » . ص 124 .