و چون به رأى روشن و عقل كلّ مىدانست كه هر اجتماعى را افتراقى براثر است و هر اتّصالى را انقطاعى ( 1 ) متعاقب و از جزع و فزع جز رنج تن و فوت نفس ( 2 ) حاصلى ( 3 ) نه ، به قضاى خداى ربّانى ( 4 ) راضى شده صبر و ثبات را شعار و دثار ( 5 ) « 1 » خود گردانيده و پناه به خدا برد . ( 6 )
هامش
( 1 ) - ت : انقطاع .
( 2 ) - ت : « جز رنج تن و فوت نفس » ندارد .
( 3 ) - ت : حاصل .
( 4 ) - ت : خداى تعالى .
( 5 ) - ت : ندارد .
( 6 ) - ت : « و پناه به خدا برد » ندارد .
( 1 ) دثار : جامهء بر تن و آن بالاى شعار باشد از جامهها ( غياث ) .