تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢
اويس از راه حبحقور « 1 » و غار اصحاب ( 1 ) كهف روانه شد و دو نوبت از آب فرات عبور كرد و به صحراى موش آمد و با بيرم خواجه تركمان جنگ كرد و بيرم خواجه به هزيمت رفت . مجموع خانه و ايل و الوس او را غارت كردند و مدّت يك هفته آنجا ساكن شد . و از آنجا به راه قرا كليسيا متوجّه تبريز شد و آن تابستان در تبريز ساكن شد چون زمستان نزديك رسيد باز به بغداد رفت و آن زمستان در بغداد به عيش مشغول بود .

ذكر مخالفت امير صاحب قران با امير حسين به مشورت شير بهرام و بهرام جلاير

بر ارباب خرد و بينايى و اصحاب عقل و دانايى روشن است كه چون خواست حضرت عزّت - جلّ جلاله و عمّ نواله و عظم شأنه ( 2 ) - به كارى تعلّق گيرد اوّل سببى كه موجب بودن آن كار بود پديد ( 3 ) آورد . شعر ( 4 )
به بودن چون شود كارى سزاوار [ 82 - آ ] * مهيّا گردد اسبابش بناچار
بنابراين معنى ( 5 ) چون از حضرت حقّ تعالى به زوال دولت امير حسين تعلّق گرفت نخست دلهاى خلايق از او متنفّر گردانيد و اخلاق او را متغيّر كرد . چون خواست كه امير صاحب قران را والى امور عالم گرداند دلهاى ارباب قلوب را به طرف او مايل گردانيد و او را توفيق ( 6 ) به كارهاى نيكو ، ارزانى داشت ( 7 ) لاجرم دولت از ( 8 ) امير حسين روى برتافته دو اسبه به استقبال آن صاحب دولت آمد و فرمان عالم مطاع حضرت ذو الجلال كه
« قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ
* » « 2 » اشارت به كمال پادشاهى اوست منشور ضبط مملكت و توقيع حمايت سلطنت در ديوان
« تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ * *
» « 3 » به اسم شريف او بنوشتند ( 9 ) و
هامش
( 1 ) - ت : اصحب . ( 2 ) - ت : « و عظم شأنه » ندارد . ( 3 ) - ت : پيدا . ( 4 ) - ت : بيت . ( 5 ) - م و ل : ندارد . ( 6 ) - ت : توفيق داد . ( 7 ) - ت : « ارزانى داشت » ندارد . ( 8 ) - ت : ندارد . ( 9 ) - ت : بنويسند . ( * ) قسمتى از آيه 26 ، سوره 3 . ( * * ) قسمتى از آيه 26 ، سوره 3 .
( 1 ) مطلع : « چپقجور » ، ص 371 ، ظفرنامه شامى ( فيلكس تاور ) : « حنججور » ، ص 103 . ( 2 ) - ( 3 ) - زبده ، بخش دوم ، ج / 1 ، ص 12 .