هيچ رسم يك دينار از هيچ آفريده نمىتوانستند گرفت . مسافران را به هر محلّ و مقام كه عبور و نزول ( 1 ) واقع شدى ( 2 ) از مأمن و مكمن خود آسودهتر قرار گرفتندى ( 3 ) و به غير از باد هيچ مخلوقى را بر در خانههاى رعايا ممرّ نبودى ، چون امور ملك مسخّر و مضبوط گردانيد ييلاق خود در طخارستان كه به شهر موتك موسوم است تعيين كرده بود و قشلاق به سراى شالى كه در ساحل جيحون واقع است ، و اوقات شبانه روز خود را پنج قسمت كرده از مطلع طليعه صبح صادق تا طلوع آفتاب به طاعت و عبادت مشغول مىبودى و از چاشت تا پيشين در محكمهء مظالم مىنشست و از پيشين تا شام به باز پرانيدن و يوز دوانيدن شروع نمودى و از شام تا وقت دوخفتن ( 4 ) در حرمهاى خود با پوشيده رويان خلوت داشتى و بعد از آن به خوابگاه رفته استراحت نمودى و در زمان دولت او يسر و عسر « 1 » به مثابهاى بود كه گوسفند فربه به دينارى و اجناس به درمى ، خروارى ميسّر مىشد و اگر احيانا يورشى دست دادى صحرانشينان مغول را دستگاه به حدّى بود كه اگر از خيمه يك سوار بيرون آمدى ( 5 ) عدد لشكر در حصر نمىگنجيد ، ملوك معاصر ( 6 ) مطيع و ممالك عالم مطاع ، اطراف و جوانب ممالك جمله فرمان او مىبردند و او نيز با همه معاش به طريقهء انصاف كردى و در بند تغلّب و زيادتى نبودى .
چون او را اين واقعه رسيد ، اميرزاده عبد اللّه پسرش به اتّفاق امرا به جاى او نشست .
خواست كه به موجب دور امير قزاغن مملكت را مضبوط و مرتّب دارد ، امّا به حسب صغر سنّ و اندكى تجارب از هر طرفى خللى پيدا شد و از هر جهت رخنه بر باغ مملكت راه يافت و سهو اوّل كه كرد آن بود كه پادشاهى مبارك قدم فرّخ فال چون بيان قولى خان را بىموجبى و جريمهئى شهيد كرد و بدين واسطه مجموع امرا از او متنفّر ( 7 ) و متوهّم ( 8 ) شدند و اكثر اظهار تمرّد و گردنكشى ( 9 ) نمودند و مدّت امارت امير عبد اللّه يك سال و هشت ماه بود .
هامش
( 1 ) - م و ل : ندارد .
( 2 ) - م و ل : بود .
( 3 ) - ت : گرفتى .
( 4 ) - ت : تكيه كردى .
( 5 ) - ل : آمد .
( 6 ) - ت : مفاخر .
( 7 ) - م و ل : ندارد .
( 8 ) - ت : « و متوّهم » ندارد .
( 9 ) - م و ل : ندارد .
( 1 ) يسر و عسر : توانگرى و تنگدستى ( منتهى الارب ) .