ذكر وقايع و حوادث سنهء ستين و سبعمايه « 1 »
در اين سال امير عادل ( 1 ) قزاغن در مملكت ماوراء النهر به قتل رسيد و صورت اين حال چنان بود كه شخصى قتلغ تيمور « 2 » نام امير يك هزاره بود و [ 63 - ب ] خواهر توكّل آغا را كه خاتون امير قزاغن بود در خانه داشت و با امير قزاغن از ممرّ آن پيوند گستاخ ، بدان جهت از امير قزاغن طلب حكومت ايل بور الدانيه ( 2 ) « 3 » كرد و امير قزاغن به واسطه آنكه اگر او را حكومت دهد مردمان تصوّر روى ديدن كنند التماس او را مبذول نداشت و آن ناپاكزادهء بداصل ( 3 ) بدين سبب كينه در دل نهاد ( 4 ) روزى در حالت آنكه امير قزاغن در پيرامون سراى شالى « 4 » ( 5 ) به قوشلاميشى سوار گشته بود اين ( 6 ) قتلغ تيمور در حالت مستى كمينى كرد و تيرى بر امير قزاغن بگشاييد و او را شهيد گرداند . امراى بزرگ چون امير كيخسرو و ملازمان قتلغ تيمور را در ميان گرفتند و بكشتند و اولاد و اتباع نامبارك ( 7 ) او را بر آتش بگذرانيدند ( 8 ) و همه را به عقوبت ( 9 ) هلاك كردند . در آن ايّام كه امير قزاغن مباشر امور مملكت ( 10 ) بود و ممالك ( 11 ) ماوراء النهر ( 12 ) بغايت معمورى رسيده بود و خلايق به واسطهء عدل او مرفّه روزگار گذرانيدند ، چنان كه هيچكس را غبار شكايت از روزگار در دل نماند و نهايت عدل او بدان غايت رسيده بود ( 13 ) كه هيچ امير و وزير و صاحب تخصيص گزيد ( 14 ) « 5 » غير از عشر به جنس و قبچور ( 15 ) « 6 » رسمى به هيچ اسم و
هامش
( 1 ) - ت : ندارد .
( 2 ) - ت : بور الداتيه .
( 3 ) - ت : ندارد .
( 4 ) - م و ل : گرفته .
( 5 ) - هرسه نسخه شالى .
( 6 ) - ت : آن .
( 7 ) - ت : ندارد .
( 8 ) - ت : گردانيده .
( 9 ) - ت : « به عقوبت » ندارد .
( 10 ) - ت : ممالك .
( 11 ) - ت : مملكت .
( 12 ) - ت : ماوراء النهر را .
( 13 ) - م و ل : معمور گشته .
( 14 ) - ت : ندارد .
( 15 ) - ت : قفچور .
( 1 ) سال 760 ه . ق .
( 2 ) مطلع : « قتلق تمور » ، ص 301 .
( 3 ) مطلع : « بور الدابيه » ، همان .
( 4 ) همهء منابع موجود : « سراى سالى » امّا در هرسه نسخه شالى .
( 5 ) گزيد : باج و خراج ، هديه و تحفه و رشوت . ( لغتنامه ) .
( 6 ) قبچور / قوبجور / قپجور : ماليات ، باج ( لغتنامه ) .