تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
تيمورتاش را با خود ببرد و متوجّه مملكت خود گشت . محمود ديوان طويى عظيم كرد و پادشاه بردى بيك را بر تخت سلطنت [ 61 - ب ] نشاند و سراى تيمور پسر امير چارق را به وزارت او مقرّر كرد و در عقب پادشاه روان شد و بردى بيك خان جهت علف‌خوار متوجّه ورزقان گشت . سراى تيمور جهت مصالح كرك يراق در تبريز مانده بود و امرا و نوكران ملك اشرف اكثر پيش سراى تيمور جمع شده بودند ، خبر رسيد كه جواهر ملك اشرف ، يك نيم تنه در مرند پيدا شده است . سراى [ تيمور ] ملك اخى جوق را فرستاده تا آن نيم تنه را بستد و ( 1 ) بياورد ؛ به مرند رسيد نيم تنه بستد ، جواهر بسيار در آن دوخته بودند ( 2 ) آن جواهر ( 3 ) تصرّف كرد و بعضى بر نوكران قسمت كرد . غلبهء مردم بر او جمع شدند و دراين‌حال امراء پادشاه جانى بيك كس فرستادند پيش بردى بيك خان كه زحمت پادشاه سخت است مىبايد كه توقّف نكند و به زودى متوجّه گردد بردى بيك خان از ورزقان متوجّه ورزسراو ( 4 ) شد و سراى تيمور در عقب بردى بيك خان بن جانى بيك خان روانه شد ( 5 ) .

ذكر حكومت و تسلّط اخى جوق در مملكت آذربايجان و ولاياتش

چون اخى جوق معلوم كرد كه پادشاه جانى بيك و بردى بيك به جانب ولايت اوزبك و دشت قفچاق روانه شدند با غلبهء تمام به تبريز آمد و متمكّن شد و جماعتى كثير از اشرفيان ( 6 ) بر او گرد آمدند ، حكومت به تبريز و آذربايجان فرو گرفت و خواجه عماد الدّين ( 7 ) محمود كرمانى « 1 » آنجا بود و مردى صاحب وجود بود ، او را وزارت داد و
هامش
( 1 ) - ت : ندارد . ( 2 ) - م : بود . ت : ندارد . ( 3 ) - ت : ندارد . ( 4 ) - ل : ورزسيراو . ت : ندارد . ( 5 ) - ت : ندارد . ( 6 ) - ل : اشرفيه . ( 7 ) - ت : عمادى .
( 1 ) عماد الدّين محمود كرمانى ملقب به عماد الدّين و ابو بكر بن خواجه عليشاه جيلانى وزراى اخى جوق در آذربايجان ، چون جانى بيك خان درگذشت پسرش بردى بيك خان كه حاكم آذربايجان بود به تختگاه پدر روانه شد . در اين بين شخصى به نام اخى جوق به كمك جمعى از امراى ملك اشرف بن تيمورتاش بن امير چوپان بر آذربايجان استيلا يافت و منصب وزارت خود را به خواجه عماد الدّين محمود كرمانى و امير ابو بكر بن خواجه عليشاه جيلانى داد . در سال 759 ه . ق . سلطان اويس از بغداد لشكر كشيد و اخى جوق را منهزم ساخت و وزارت اين‌دو به پايان رسيد . خواندمير ، دستور الوزراء ، تصحيح و مقدمهء سعيد نفيسى اقبال ، 1355 ، ص 337 .