آسيا و بازارها چنانچه معهود بلاد فسيح است و همواره ملوك آنجا با سلاطين اطراف معارضه و برابرى كردهاند و حكّام آن خطّه با پادشاهان كامكار پنجهء مقاومت انداخته در آن تاريخ ملك اردشير از بقيّهء ملوك آنجا به فرط شجاعت و بهادرى يگانهء روزگار بود و از وفور تهوّر و مردانگى رستم روزگار تصوّر چنان ( 1 ) كرد كه با اين ( 2 ) جماعت چنان كه پدرانش با ملوك اطراف معاش كرده بودند از پيش تواند برد . بنابراين به مظاهرت مناعت قلعه و مساعدت اعوان بسيار دست از آستين عصيان بيرون آورده پاى در ميدان مخالفت نهاد ، چون خبر اين جسارت به مسامع حضرت مبارزى رسيد دفع آن ( 3 ) معضله را به فرزند كامكار قطب الدّنيا و الدّين شاه محمود حواله فرمود و رايات همايونش بىتقديم و تأخير با طايفهئى از شجعان لشكر و گروهى از كمات نهضت فرموده به جانب شبانكاره عنان عزيمت معطوف داشت . ملك اردشير چون از اين حادثه خبر يافت پنداشت كه كوه و قلعه سدّ منع و حجاب خسرو كامكار گردد به حصانت جبال و غلبهء رجال و وفود آجال « 1 » بازگردد ، بامدادى كه شاه قلعهء فيروزهفام روى به مصاعد ارتفاع نهاد از ميدان افلاك به سنان ( 4 ) شعاع افراد انجم را هزيمت داد ، موكب همايون بدان ديار رسيده و از فرط حميّت و قوّت بازوى كامكار بىتعلّل و تسويف به دروازهئى كه اصل دروب قلاع است رانده :
مصراع
به زخم تير جهانگير و گرز قلعهگشاى
طايفهاى كه آنجا به ممانعت و مدافعت مشغول بودند منهزم گردانيده ، چنان قلعهء حصين و معقلى منيع را قهرا و قسرا مفتوح گردانيده با اعوان و انصار دولت به جانب خانهء ملك اردشير نهضت فرمود و در هر سر كوچه و مضيقى طايفهاى از متمرّدان سپند آتش خشم و عرضهء تيغ انتقام مىگشتند . ملك اردشير ازاينحال آگاهى ( 5 ) يافت از راهى ديگر كه از نسف قلعه به جانب صحرا دارد روى به هزيمت نهاده ، آب زندگانى را به باد پايان آتش خوى سپرده ، جان از آن درياى موّاج بيرون انداخت .
قطب الدّين شاه محمود به خانهئى كه دار السّلطنهء ايشان بود نزول فرمود و جمعى
هامش
( 1 ) - م و ل : ندارد .
( 2 ) - م و ل : آن .
( 3 ) - م و ل : اين .
( 4 ) - ل : نسيان .
( 5 ) - ت : خبر .
( 1 ) آجال : ج ، اجل ( لغتنامه ) .