ذكر وقايع و حوادث ( 1 ) سنهء ستّ و خمسين و سبعمايه « 1 » حكايت محاصرهء قلعهء ايگ شبانكاره و فتح آن بر دست شاه محمود
چون ممالك فارس در ظلال نصفت « 2 » و اهتمام حضرت مبارزى آرام گرفت ، جمعى كه هنوز دل براين دولت ننهاده بودند از اطراف و جوانب نايرهء عناد انگيخته دست به اذيال « 3 » مخالفت مىزدند بتخصيص آن را كه متحصّنى در دست بود و پاى ثبات به كوشهاى « 4 » مستحكم مىتوانست گردانيد . مملكت شبانكاره كه از نزاهت و معمورى چون باغ ارم به صفت بلدة طيّبه « 5 » موصوف است و از خوشى آب و هوا نمودار خلد برين و رشكفزاى جنان روى زمين است و در حومهء ايج كه سرّة الملك است قلعهئى است كه در ربع مسكون نظير و شبه ندارد و مانند آن معقلى منيع و حصنى رفيع در ساحت ممالك ايران زمين در نظر نيامده . اولا : از حصانت دامن كوهش دست در گريبان ابر زده و باره و برجش با منطقة البروج به محادثه آمده و ثانيا : از كثرت متوطّنان و جموم ساكنان با شهرهاى بسيار خلايق شريك العنان تمام متوطّنهء آن ديار را مسكن مألوف فراز آن قلعه شمّا و ساير ساكنان آن خطّه را موطن معهود به رقمهء آن ذروهء عليا و مسجد جمعه بغايت ( 2 ) معتبر و ديگر مساجد و بقاع خير مشتهر و آب روان و
هامش
( 1 ) - ت : ندارد .
( 2 ) - ت : ندارد .
( 1 ) سال 756 ه . ق .
( 2 ) نصفت : عدل و داد ( لغتنامه ) .
( 3 ) اذيال : دامنها ( لغتنامه ) .
( 4 ) كوشه : سعى و جهد ( لغتنامه ) .
( 5 ) اشاره به آيه 15 ، سوره 34 .لَقَدْ كانَ لِسَبَإٍ فِي مَسْكَنِهِمْ آيَةٌ جَنَّتانِ عَنْ يَمِينٍ وَ شِمالٍ كُلُوا مِنْ رِزْقِ رَبِّكُمْ وَ اشْكُرُوا لَهُ بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ وَ رَبٌّ غَفُورٌ .مردم سبا را در مسكنهايشان عبرتى بود ، دو باغستان از راست و چپ ، از روزى پروردگارتان بخوريد و او را سپاس داريد شهرى پاكيزه و پروردگارى آمرزگار .