نتواند عرض كرد ، آن زنجير را حركت دهد او را خبر شود آنكس را طلب دارد و به غور حال او برسد چنان كه در زمان انوشيروان عادل - خفّف اللّه عنه - بوده و همچنان هر هفته اميرى يا خواجهئى را بگرفتى و به قلعه فرستادى و جمعى ديگر را به عوض ايشان نصب كردى و هر سال اركان دولت خود را تبديل كردى و با حاكم ماردين « 1 » وصلت كرد و دختر او بخواست و امير باينوقا كه غلام او بود و خواجه غياث الدّين كرمانى و خواجه شمس الدّين يزدى را با مال فراوان جهت آوردن دختر بفرستاد و ايشان بعد از يك سال دختر را بياوردند به عظمت و جهازى هرچه تمامتر و شهر تبريز و ربع رشيدى را آذين بستند و عروسى در غايت ( 1 ) عظمت بكردند . امّا دختر در نظرش خوش نيامد ، شب اوّل كه او را ديد بعد از آن ديگر او را نديد .
ديگر از وقايع اين سال هفتصد و پنجاه و دو
ولادت قطب الدّين اويس بن شاه شجاع بود و مولانا عماد الدّين فقيه كرمانى « 2 » تاريخ ولادت او چنين به نظم آورده است :
شعر ( 2 )
طالع سعد ماه انور ملك * درخور پادشاهى آمده است
قطب دنيا و دين و سايهء حقّ * كه به فرّ الهى آمده است
هامش
( 1 ) - م و ل : ندارد .
( 2 ) - ت : قطعه .
( 1 ) مطلع « ماروين » ، ص 251 .
( 2 ) عماد الدّين كرمانى : و ف . 773 ه . ق . شيخ الاسلام خواجه عماد الدين على فقيه ، مشهور به عماد فقيه و متخلّص به عماد . از مشايخ عرفا و شعراى كرمان در قرن هشتم هجرى و معاصر حافظ و امير مبارز الدّين و شاه شجاع بود . اين دو پادشاه نسبت به او اخلاص مىورزيدند . عماد فقيه در كرمان زاويه و خانقاهى داشت و بيشتر اشعارى كه از او باقى است غزل مىباشد . وى در خانقاه خود دفن شد . علاوه بر غزليات عماد فقيه پنج مثنوى دارد كه مشهورترين آنها محبّتنامهء صاحبدلان و سه ديگر محبّتنامه . صفا ، ج / 3 صص 985 - 995 ، امين احمد رازى ، هفت اقليم ، كتابفروشى ادبيه ، ج / 1 ، ص 275 ، بهزادى اندوهجردى ، ستارگان كرمان ، چاپ مسعود سعد 1354 ، صص 277 - 278 ، ذريعه ، ج / 9 ، ص 766 رضا قلى خان هدايت ، رياض العارفين ، به سعى و اهتمام ملا عبد الحسين و ملا محمود خوانسارى ، 1305 ، ص 109 است .