كه اين سخن واقع است ( 1 ) و اگر غرض ( 2 ) سكّه و خطبه است كسى را بفرستند تا خطبه به نام ملك اشرف بخوانند و سكّه بزنند . مولانا شرف الدّين نخجوانى را در شهر فرستادند و در روز جمعه در مسجد اصفهان خطبه به نام نوشروان « 1 » خواندند و دو هزار دينار سرخ [ 47 - آ ] سكّه كردند و صد هزار دينار ديگر را كرباس مثقالى و اجناس بدادند . چون ملك اشرف را ( 3 ) يقين شد كه اصفهان را به جنگ نمىتوان گرفت كوچ كرده به راه نطنز مراجعت نمود متوجّه آذربايجان گشته به اوجان نزول فرمود .
قاضى شمس الدّين و خواجه غياث الدّين شكرلب و سلطانشاه سراوى و يحيى و امير محمود تاتيبك ( 4 ) « 2 » و دولت خواجه و دلو جوهر ( 5 ) و عماد الدّين مسيب همه در قلعهء النجق بودند و كوتوال قلعه ( 6 ) اورتمور « 3 » بود غلام امير تيمورتاش . پدر ملك اشرف ، عادل شاه اختاچى را بفرستاد تا ايشان را جمله به قتل آورده و به عالم آخرت فرستاد ( 7 ) و خواجه عبد الحىّ وزير و دلو جوهر را هردو از آنجا به قلعهء اموك « 4 » كه در كردستان بر كنار درياچه ارجغين ( 8 ) « 5 » است برد ( 9 ) و به موسى جيجى سپرد كه كوتوال آن قلعه بود .
موسى جيجى خواجه عبد الحىّ وزير ( 10 ) را رعايت بسيار مىكرد ( 11 ) و تعظيم و تكريم هرچه تمامتر مىنمود . آن نازنين ( 12 ) مكتوبى پيش امير ملك اشرف فرستاد كه موسى جيجى از محافظت قلعه غافل است مبادا كه كردان قصد قلعه كنند . ملك اشرف موسى جيجى را طلب داشت و برنجانيد و عقوبت كرد . آن مسكين مرد ( 13 ) متعجّب و متحيّر فرياد برآورد ( 14 ) كه گناه من چيست ؟ امير ملك اشرف گفت : خواجه عبد الحىّ مكتوبى نبشته است كه از محافظت قلعه غافل مىشوى و ( 15 ) مكتوب خواجه كه مضمون
هامش
( 1 ) - م و ت : ندارد .
( 2 ) - م و ت : ندارد .
( 3 ) - م : « را چون » .
( 4 ) - ت : تابسكى .
( 5 ) - ت : « دلو جوهر » ندارد .
( 6 ) - م و ل : ندارد .
( 7 ) - ت : « و به عالم آخرت فرستاد » ندارد .
( 8 ) - ت : ارجيش .
( 9 ) - ت : برند .
( 10 ) - ت : ندارد .
( 11 ) - م و ل : مىنمود .
( 12 ) - ت : خواجه عبد الحىّ .
( 13 ) - ت : موسى .
( 14 ) - ت : « متعجب و متحيّر فرياد برآورد » ندارد .
( 15 ) - م و ل : از « امير ملك اشرف . . . تا اينجا » ندارد .
( 1 ) مطلع : « نوشيروان » ، ص 238 و نيز ذيل جامع التواريخ : « نوشيروان » ، ص 229 .
( 2 ) ذيل جامع التواريخ : « تاتبسكى » ، همان .
( 3 ) ذيل جامع التواريخ : « اور تيمور » ، همان .
( 4 ) ذيل جامع التواريخ : « اهوك ( اموك ) » ، همان .
( 5 ) مطلع : « ارجغن » ، همان و نيز ذيل جامع التواريخ : « ارجيش » ، ص 230 .