تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠

ذكر وقايع سنهء احدى و خمسين ( 1 ) و سبعمايه « 1 » هجرى

در اين سال امير ملك اشرف بر عادت به قراباغ رفت و در محرّم سال مذكور خواجه مسعود ( 1 ) دامغانى كه داماد خواجه عبد الحىّ بود و وزير گشته بود ( 2 ) خواجه معين الدّين ( 3 ) سربدار را بگرفت و به قلعهء رويين دز فرستاد و در فصل بهار لشكر بسيار جمع گردانيده متوجّه اصفهان شد . امير نجيب الدّين برادر امير زكريّا وزير و خواجه عماد الدّين محمود كرمانى در اصفهان حاكم بودند و امير ملك اشرف با پنجاه هزار مرد ( 4 ) شهر را محاصره كرد و دو دروازه كه در ميان باغات بود محصور نشد . مدّت پنجاه روز بر در اصفهان هرروز جنگ مىكردند . بعد از آن يك روز جنگ سلطانى كردند و خلقى بسيار از لشكر ملك اشرف بعضى مجروح و بعضى تلف گشتند و عادت اهل اصفهان چنان بود كه چاردانگه و دودانگه همه روز باهم جنگ مىكردند و چون وقت ظهر مىشد از يكديگر جدا مىگشتند و يكديگر را خيرباد كرده متفرّق مىشدند و هركس به خانهء خود مىرفتند . آن روز كه جنگ سلطانى كردند بر عادت چون نيمروز شد دست از جنگ بداشتند و خيرباد كردند و متفرّق شد [ ند ] و نوكران و لشكر ملك اشرف بىاجازت دست از جنگ باز ( 5 ) نمىتوانستند داشت و آفتاب در برابر ايشان بود گرمائى بغايت ، بالضروره منهزم شدند . بعد از آن اهل اصفهان سيّد هروى را كه مجاور مزار گلستانه « 2 » بود بيرون فرستادند كه اگر مقصود آن است كه شهر [ را ] بگيرند از اهل اصفهان ( 6 ) ، تا آن زمان كه ده تن را جان در تن مانده باشد ، شهر نخواهند داد و يقين دانست
هامش
( 1 ) - م و ل : ندارد . ( 2 ) - ت : از « كه داماد خواجه . . . » تا اينجا ندارد . ( 3 ) - ت : قطب الدّين . ( 4 ) - ت : سوار . ( 5 ) - ت : ندارد . ( 6 ) - م و ل : « از اهل اصفهان » ندارد .
( 1 ) سال 751 ه . ق . ( 2 ) گلستانه : روستايى است در 22 كيلومترى مشرق اصفهان ، مسجد و منارهء « گار » از آثار دورهء سلجوقى با تاريخ 515 ه . ق . در آنجاست . لطف الله هنرفر ، گنجينه آثار و تاريخى اصفهان ، تهران ، 1350 ، ص 182 .