اكرامى هرچه تمامتر نمود چون كوچ كردند و از آب ارس عبور كرد ملك اشرف با لشكر خود در يورت امير جداى فرود آمد و او خدمتكارى به واجب كرد ، بعد از سه روز او را بگرفت و به قتل رسانيد ( 1 ) و مجموع متعلّقان او را غارت كرد و به نسق منكسر ( 2 ) متوجّه تبريز شد .
در اين سال امير شيخ حسن بزرگ در بغداد بود و مملكت ديار بكر و آن نواحى تمام به تصرّف گرفته و ممالك روم امير ارتنا به فرمان او متصرّف بود و امير شيخ حسن بزرگ شب و روز با دلشاد خاتون به عيش و طرب مشغول - اللهم ارزقنا ( 3 ) - و امير كريم جمال الدّين ( 4 ) شيخ ابو اسحق در ولايت فارس همچنين و جماعت سربداران در خراسان و سبزوار و نيشابور و جويان « 1 » و ( 5 ) جاجرم تا حدود ( 6 ) مازندران ضبط نموده و ابناء امير ارغونشاه در ولايت طوس و ابيورد و نسا و يازر رايت حكومت برافراشتند ( 7 ) و ملك معزّ الدّين حسين در هرات رايت سلطنت برافراشته لشكرى به قهستان برد و با جماعت مولائيان « 2 » حرب كرد و چند قلعه در آن نواحى مسخّر گردانيد و در ممالك ماوراء النهر امير قزاغن « 3 » در غايت قوّت و مكنت لشكرى به جانب هند فرستاده بود و سلطان كريم ( 8 ) محمّد شاه جونه از ممالك هندوستان لشكرى فراوان جمع گردانيده به گجرات رفت و آن نواحى را تا كنار دريا مضبوط گردانيد و لشكر امير قزاغن تا حدود سند رفته و خرابى تمام كردند .
هامش
( 1 ) - م و ل : آورد .
( 2 ) - ت : ندارد .
( 3 ) - ت : ندارد .
( 4 ) - ت : « كريم جمال الدّين » ندارد .
( 5 ) - ت : « جويان و » ندارد .
( 6 ) - ت : ندارد .
( 7 ) - ت : برافراشته .
( 8 ) - ت : ندارد .
( 1 ) احتمالا جوين .
( 2 ) مولائيان : منظور طرفداران امير مولاى پدر امير عبد الله پدر امير ستلمش مىباشد كه در قهستان مستقر بودند ، مطلع ، ص 235 .
( 3 ) مطلع : « امير غزغن » ، ص 235 و نيز - آل مظفر ، ج / 1 ، ص 180 .