ذكر وقايع و حوادث سنهء تسع و اربعين و سبعمايه « 1 »
در اين سال هفصد و چهل و نه در مملكت كرمان امراى اوغان كه در گرمسيرات كرمان متوطّن بودند بنياد فتنه و ياغىگرى ( 1 ) چنانچه معهود ايشان شده بود نهاده ، شاه شجاع با آنكه هنوز سنّ او به شانزده بيش نرسيده بود لشكرى ساخته گردانيده از كرمان به صوب جيرفت و رودبار عنان عزيمت مصروف گردانيد . چون بدان ناحيت رسيد آن جماعت به قلعهء سليمانى تحصّن جسته بودند و احمال و اثقال و نفايس اموال اكثر بر صحرا مانده شاه شجاع آنها ( 2 ) را غارت كرد و به محاصرهء قلعه مشغول شد . دراينحال امير جمال الدّين شيخ ابو اسحق از شيراز ديگربار ( 3 ) هدم قاعدهء ( 4 ) مصالحتى كه به امير مبارز الدّين كرده بود نمود ( 5 ) لشكرى در مصاحبت سلطانشاه جاندار به جانب گرمسيرات كرمان فرستاد كه از اطراف مكرانات و هرمز مال خراج مطالبت نمايد و بعد از آن به عزيمت كرمان نقل كند . چون بدان نواحى رسيدند و توجّه شاه شجاع بدان صوب معلوم كرد و صورت اين واقعه به امير جمال الدّين شيخ ابو اسحق رسيده بود مكتوبى به امير سلطانشاه جاندار ( 6 ) نبشت مشتمل بر آنكه چند « 2 » قشون لشكر ، به مدد و معاونت او مقرّر شده مىبايد كه تا رسيدن ايشان مدد و معاونت اوغانيان و جرماييان نمايد ( 7 ) و به جنگ و قتال ( 8 ) پيش رود و امير سلطانشاه به حكم سابقهئى كه پيشتر با جناب مبارزى داشت مكتوبى پيش ( 9 ) امير مبارز الدّين محمّد نبشت و صورت اخلاص باز نمود چون امير مبارز الدين ( 10 ) محمّد مظفّر برآن اطلّاع يافت برسر جمع ( 11 ) گفت :
هامش
( 1 ) - ل : نمودند چنانچه .
( 2 ) - ت : آن .
( 3 ) - ت : ندارد .
( 4 ) - م و ل : ندارد .
( 5 ) - م و ل : ندارد .
( 6 ) - ت : ندارد .
( 7 ) - م و ل : از « و . . . » تا اينجا ندارد .
( 8 ) - م و ل : ندارد .
( 9 ) - م و ل : ندارد .
( 10 ) - ت : ندارد .
( 11 ) - ت . « برسر جمع » ندارد .
( 1 ) سال 749 ه . ق .
( 2 ) مطلع : « شش » ، ص 233 .