تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
سلك مواكب همايون اندراج « 1 » يافت چون به خطّهء يزد نزول فرمود امير اردوبوقا و امير شيخ على را با امراء اوغانى به منقلا روان ( 1 ) گردانيد و شيخ على اولاغ از امراء اوغانى به ملازمت مأمور گشت ، چون به نزديك ورزنه رسيدند بعضى از امراء لشكر اوغان باز به لؤم « 2 » طبيعت رجوع كردند و به شيمهء مذموم عصيان ياد آورده به اشارت داعيهء ادبار روى گردان شدند . چون اين خبر به مسامع شريف رسيد رأى همايون از نايرهء حميّت تافته شد و لواعج غضب اشتعال پذيرفت هم در شب شيخ على اولاغ را با جمعى كه با او بودند به صدمهء سياست هلاك گردانيد ( 2 ) و فى الحال به خود از پى طايفه‌ئى كه روى گردان گشته بودند به جانب قهستان نهضت فرمود و تمامت را در قيد اسار آورده به اراقت دماء « 3 » ايشان حكم نافذ شد و اشارت واجب الامتثال ( 3 ) و الاتّباع به ارهاق « 4 » به ارواح طغاة صدور يافت به هر گوشه از كشته پشته‌ها ساختند و به هرجايى جويهاى خون روان گردانيدند و در ساير اطراف كه تعلّق به جناب مبارزى داشت احكام و امثله ( 4 ) متطاير گشت كه از آن طايفه هركه را يابند به دار البوار « 5 » فرستند و از ايشان به هر ناحيت كه باشند تيغ دريغ ندارند ، هرچند آن جريمه از اراذل قوم به ظهور پيوسته بود و آن رذيلت از اوباش آن طايفه ظاهر شده چون نايرهء غضب بالا گرفت خشك و تر بسوخت و چون سيل خشم از شاهق حلم فرود آمد مجرم و برىء در عرصهء نكال آمدند . مقارن اين حال آتيمور كه سرآمد ميدان دلاورى بود و حائز مآثر بهادرى از امير كريم جمال الدّين شيخ ابو اسحق اعراض نموده در سلك بندگان حضرت مبارزى انتظام پذيرفت . امير مبارز الدّين محمّد مظفّر او را تربيت پادشاهانه ( 5 ) بسيار فرموده مواجبى كرامند تعيين فرمود و چون خبر عصيان اوغانيان به دار الملك ( 6 ) كرمان رسيد ، حضرت شاه شجاع تمامت [ 45 - آ ] اميرزادگان و سرداران آن طايفه كه در آن نواحى بودند در
هامش
( 1 ) - م و ل : روانه . ( 2 ) - ت : گرداند . ( 3 ) - م : ندارد . ( 4 ) - ت : ندارد . ( 5 ) - ت : ندارد . ( 6 ) - م و ل : دار الامان .
( 1 ) اندراج : داخل شدن ( غياث ) . ( 2 ) لؤم : دنائت ( نفيسى ) . ( 3 ) اراقت دماء : ريختن خون ( دهخدا ) . ( 4 ) ارهاق : ملحق كردن ( منتهى الارب ) . ( 5 ) دار البوار : دوزخ ( لغتنامه ) .