به قلاع متحصّن شدند و خواجه عبد الحىّ و لشكريان ملك اشرف ( 1 ) در تمامت ولايت شروانات و شماخى خرابيهاى نابسامان ( 2 ) و عظيم كردند و اثرش ( 3 ) تا حدود گرجستان رسيد . [ 43 - آ ]
ذكر قضايايى كه در اين سال ميان امير مبارز الدّين محمّد مظفّر و امير شيخ ابو اسحق واقع شد
چون امير مبارز الدّين محمّد مظفّر را از لشكر اوغان و جرما ( 4 ) آن شكست افتاد و در آن ايّام جناب ( 5 ) امير جمال الدّين شيخ ابو اسحق با جناب مبارزى باز ( 6 ) دم از مصافات مىزد بنابرآنكه قبل از اين واقعه مرتضى سعيد صدر الملّة و التقوى و الدّين ( 7 ) مجتبى يزدى - طاب مثواه ( 8 ) - و ملك نصير الدّين كه حاكم ابرقوه بود ميان ايشان عقد مخالصت و ( 9 ) مصالحت بسته بودند ( 10 ) و قاعدهء موافقت و موافقت ( 11 ) مستحكم گردانيد ، جناب مبارزى را بنابر آن اتّفاق طمع ( 12 ) آن بود كه اوغانيان را بدان جانب راه التجاء مسدود باشد و از شيراز چشم استعانت نيارند داشت . بنابراين خواجه حاجى ديلم را كه از مآثر حسن معاش ملك و دين را كدخدايى كردى و از كمال رزانت و پرهيزكارى قواعد دين و دنيا معمور داشتى از حضرت ( 13 ) مبارزى به توجّه شيراز نامزد شد تا به تمهيد اصول عهد و پيمان قيام نمايد و توطيد « 1 » قواعد اتّحاد به تقديم رساند .
پيش از وصول او خود اوغانيان رفته بودند و به مراقبت و مراعات محظوظ گشته و نوازش تشريفات و انعامات يافته به وعدهء معاونت و مساعدت و نويد امداد و معاضدت مستبشر گشته ، چون خواجه حاجى ديلم به شيراز رسيد امير جمال الدّين شيخ ابو اسحق ( 14 ) را از آن صورت انفعالى روى نمود و از آن حركت پشيمان شد . به جهت رعايت مصلحت ، امراى اوغانى را موقوف گردانيد و محافظت رسم مهادنة را به قيد
هامش
( 1 ) - ت : ندارد .
( 2 ) - ت : « خرابيهاى نابسامان » ندارد .
( 3 ) - ت : خرابى ايشان .
( 4 ) - ت : ندارد .
( 5 ) - ت : ندارد .
( 6 ) - ت : ندارد .
( 7 ) - ت : ندارد .
( 8 ) - ت : ثراه .
( 9 ) - ت : ندارد .
( 10 ) - ت : بود .
( 11 ) - ت : موالفت .
( 12 ) - ت : توّقع .
( 13 ) - م و ل : جناب .
( 14 ) - ت : امير شيخ .
( 1 ) توطيد : پاى برجاى كردن و استوار كردن ( اقرب الموارد ) .