ذكر وقايع و حوادث سنهء ثمان و اربعين و سبعمايه « 1 » حكايت رفتن امير ملك اشرف به جانب بغداد
در اوايل بهار سنهء ثمان و اربعين و سبعمايه ملك اشرف از قراباغ ارّان به تبريز ( 1 ) آمد و توقّف ناكرده عزيمت بغداد فرمود و موضع سراى ابقا ( 2 ) « 2 » اغروق را جدا كرده مصحوب حاجى شهرمان ( 3 ) به جانب سهند فرستاد و هم در آن منزل جيبا نمود و برادر خود ملك اشتر و اغلان محمّد و خواجگى جبچى ( 4 ) و البى بهادر و اسمعيل قوشچى و پاشاجوق و على پادشا و ديگر امرا به منقلاى روانه كرد و خود با غلبهء تمام متوجّه بغداد شد . امير شيخ حسن بزرگ چون از توجّه او خبر يافت عزيمت آن كرد كه از بغداد بيرون آيد و به جانب قلعهء كماخ روم رود . دلشاد خاتون و خواجه مرجان و قراحسن و ماناق مانع شدند و دروازه و باروى بغداد محكم كردند . ملك اشرف چون به حدود عراق عرب درآمد مجموع بلوكات را بر امرا و نوكران خود بخش كرد ، چون به در بغداد رسيدند تصوّر ايشان چنان بود كه امير شيخ حسن با ايشان مقاومت نخواهد كرد . چون حصار و شهر را محكم ديدند فرود آمدند و از بهار مدّت دو ماه گذشته بود و هوا روى به گرمى آورده چند روز بر در بغداد بودند و هرروز جنگ مىكردند . از مقرّبان ملك اشرف جوانى رومى بود ملك احمد نام و ايوداچى ( 5 ) « 3 » خاصّ ملك اشرف شد ، او با
هامش
( 1 ) - م : قراباغ تبريز به ارّان .
( 2 ) - ت : ابغا .
( 3 ) - م و ل : سهرمان .
( 4 ) - ل : جيچى ، ت : صحى .
( 5 ) - ت : دايوداچى .
( 1 ) سال 748 ه . ق .
( 2 ) در مطلع « ابقار » ، ص 223 .
( 3 ) ايوداچى : مستحفظ ، نگهبان ( ذيل جامع التواريخ ، ص 307 ) احسن التواريخ ، ايوداجى / ايداچى : مباشر ، خزانهدار ، ص 823 ، جامع التواريخ : مأمور تدارك و نگهدارى مواد خوراكى ، ج / 3 ، ص 2307 .