اسب خويش سوار شو و از اين غمرهء خونخوار خود را به كنارى انداز . اگر ما را در اجل موعود تأخيرى بود مسبّب الاسباب سببى سازد و اگر مدّت عمر به آخر رسيده استسعاد به عزّ شهادت سنّت . سال پيش از اين در حضرت مقدّس امير المؤمنين و امام المتّقين علىّ المرتضى - عليه سلام اللّه تعالى ( 1 ) و كرّم اللّه وجهه - از واهب بىمنّت ( 2 ) به تضرّع و ابتهال جستهايم
« ذلِكَ ما كُنَّا نَبْغِ
* » « 1 » آن شيرمرد اقتراح مبالغت نموده گفت :
بيت
نصيب خصم تو باد ار غمى بود ما را * وگر تو را كه مبادا غميست ما را باد
اگر بدست وگر نيك كار ما شايد * سعادت سر تو باد و هرچه باداباد
چون جناب مبارزى برآن اسب سوار شد و بيرون رفت [ 42 - آ ] پهلوان عليشاه كه تا ذكر مردان وفادار خواهد بود نام او سر جريدهء ايشان است به جنگ و مقاومت باز ايستاد چندانكه جناب مبارزى اشارت كرد كه هم بر اين اسب از غمرهء معركه جان بر كرانه انداز و از طوفان بلا به سلامت بيرون آى ، به تصوّر آنكه اسب را تحمّل نباشد اجابت نكرد و گفت :
بيت ( 3 )
هزار جان گرامى نخست جان رهى * اگرچه نيست گرامى ، فداى جان تو باد
دشمنان شمشير در نهادند و به هركه رسيد [ ند ] از كوچك و بزرگ شربت شهادت چشانيد [ ند ] و هركه را ( 4 ) يافتند از امير و مأمور هلاك گردانيدند ، چنان كه كمابيش هشتصد مرد نامدار از بهادران محمّد مظفّر به قتل آمدند ( 5 ) و بنه و قيتول را چندان مال كه محاسب وهم از حصر ( 6 ) آن عاجز آيد و خرد دوربين پيرامون احاطهء آن نگردد تاراج كرد .
« فَالْحُكْمُ لِلَّهِ الْعَلِيِّ الْكَبِيرِ
*
» . « 2 »
هامش
( 1 ) - ت : على بن ابى طالب - رضى اللّه عنه .
( 2 ) - ل : رحمت .
( 3 ) - م : ندارد .
( 4 ) - م : كرا .
( 5 ) - م : آمد .
( 6 ) - ل : حساب .
( * ) سورهء 18 ، آيه 63 .
( 1 ) همانكه در طلبش بودهايم .
( 2 ) - زبده ، بخش دوم ، ج / 1 ، ص 559 .