آن التماس قبول كرد و بر عقب امير مسعود شاه روى رايت ظفر پيكر به طرف كازرون معطوف گردانيد . بعد از دو روز كه بر آن سمت برفت ايشان از توجّه او خبردار گشتند ؛ به جانب خوزستان به تعجيل براندند و از آنجا متوجّه بغداد گشته پيش امير شيخ حسن بزرگ رفت امير مبارز الدّين مراجعت نمود و به اتّفاق اميرزادهء اعظم پير حسين شهر شيراز را محاصره كردند ، و از طرفين محاربت و مضاربت را مستعدّ گشته كوشش بسيار نمودند و مردم بسيار به قتل رسيد و چند موضع ديوار شهر را رخنه كردند و نزديك بود كه به قهر و قسر مستخلص گردد . ائمّه و مشايخ [ 25 - آ ] شيراز به اتّفاق مولانا اعظم مجد الملّة و الدّين اسمعيل بن يحيى ( 1 ) فالى حضرت مبارزى را شفيع گردانيدند و وسايل استغاثه و استعانه ( 2 ) در ميان آورد و اين بيت به دو نبشت :
شعر
مبارزان جهان قلب دشمنان شكنند * ترا چه شد كه همه قلب دوستان شكنى
چون مصالح ملك به اسعاف آن ملتمس مقرون بود و حسن عاقبت به انجاح آن آرزو مقارن ؛ بعد از آنكه رعايا بأسرهم ( 3 ) زبان ضراعت « 1 » برگشادند و ساكنان آن مواضع به خضوع و ابتهال پيشآمده ( 4 ) شفاعت مصلحان به قبول متلقّى گشت و ملتمس زيردستان به انجاح مقرون شد امير پير حسين به جناح عزّ و ناز به شهر شهرهء شيراز خراميد و به مساعدت بخت كامران به ملك سليمان استيلا يافت ، ضعفاء رعيّت را به مواعيد انصاف مستظهر و مستوثق ( 5 ) گردانيد .
شعر
ز دريادلى شاه دريا شكوه * نوازش بسى كرد با آن گروه
چون امير پير حسين به ميامن بازوى كامكار مبارزى بر سپهر شهريارى متمكّن شد و موادّ نزاع منحسم و ابواب خلاف مسدود ماند خواست كه در حقّ امير مبارز الدّين به مكافات آن خدمت تربيت و رعايت كند سلطنت ممالك كرمان - صينت عن الحدثان -
هامش
( 1 ) - م و ل : « بن يحيى » ندارد .
( 2 ) - م و ل : ندارد .
( 3 ) - ت : اشفاق .
( 4 ) - م و ل : از « و ساكنان تا اينجا » ندارد .
( 5 ) - ت : مستولى .
( 1 ) ضراعت : فروتنى نمودن ( لغتنامه ) .