تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
كدامست ؟ . تيمورتاش نيست ، مادرم را شوهرى كرد . زنهار ! زنهار ! كه قراجرى را تيمورتاش مدانيد ( 1 ) . زينهار ( 2 ) ! به قول او فريفته مشويد ( 3 ) و فرمان او مبريد و به طرف گرجستان متوجّه شده به امير سيورغان و شهزاده ساتيبك پيوست . تيمورتاش مزوّر خواست پيش از آنكه تزويرش شهرتى يابد دستبردى نمايد مگر آبى به روى كارش بازآيد عازم تبريز شد . چون امير شيخ حسن ايلكانى از توجّه او به تبريز خبردار گشت با آن مقدار مردى كه داشت به استقبال او رفت تيمورتاش مزوّر خود را مرد ( 4 ) او نديد بگريخت ، بعد از انهزام امير شيخ حسن عازم سلطانيّه شد چون اين خبر به امراى اويرات رسيد فرار برقرار اختيار كردند و گريزان عنان بر طرف يورت خود تافتند . تيمورتاش مزوّر كه از آنجا بگريخت به امراى اويرات ملحق گشته و از آنجا متوجّه جانب بغداد شدند و امير شيخ حسن ايلكانى با كوچ و اغروق « 1 » به سلطانيّه آمد و در آن حدود قرار گرفت « 2 » .
هامش
( 1 ) - ت : « زنهار زنهار كه قراجرى را تيمورتاش مدانيد » ندارد . ( 2 ) - م و ل : ندارد . ( 3 ) - ت : نشويد . ( 4 ) - ت : فرد .
( 1 ) اغروق : قسمت بنهء سنگين و چادرهاى غلامان و اطفال و زنان كه در مواقع مطمئن مقدارى جلوتر در مواقع خطر از عقب حركت مىكرده‌اند ، خيمه‌گاه ، اردو ، و مجموعهء چادرها با هرچه در آنها باشد . ( جامع التواريخ ، ج / 3 ، صص 2291 - 2292 ) . ( 2 ) شرح ماجراى شيخ حسن تيمورتاش امير چوپان در حبيب السير ، ج / 3 ، صص 228 - 229 با اندك اختلاف بيان شده است .
زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 71 | سيد كمال حاج سيد جوادى / عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )