نه بربنياد باهم بستند و شهزاده ساتيبك و چوپانيان به آذربايجان و ارّان رفتند و امير شيخ حسن ايلكانى در سلطانيّه اقامت نمود و ضمنا كار به مخالفت در ميان مؤكّد شد .
امير حاجى طغاى ملك ديار بكر را در ضبط آورد و قراجرى تيمورتاش شده و اقوام اويرات بر بغداد و عراق عرب مستولى شدند و امير ارتنا ( 1 ) حاكم بعضى از ممالك روم شد و بعضى امير ملك اشرف بن تيمورتاش خاصّ خود گردانيد [ ند ] و پسران امير اكرنج ولايات كردستان و خوزستان به دست فرو گرفتند و ممالك ( 2 ) فارس را اتباع امير محمود شاه اينجو تصرّف نمودند و در اصفهان سيّد جلال مير اميران و عماد الدّين لنبانى و اكابر چار دانگه و دو دانگه به ضبط ولايت قيام نمودند و امير مبارز الدّين محمّد بن مظفّر از زمان سلطان ابو سعيد بهادر خان ( 3 ) باز حاكم يزد بود و ملك قطب الدّين غورى در كرمان و ملك شجاع الدّين در بم و در خراسان ملك معزّ الدّين حسين هرات و توابع داشت و پادشاه طغا تيمور خان بعضى از خراسانات ( 4 ) و مازندران و امراى ( 5 ) خراسان امير ارغونشاه در طوس و مشهد و امير عبد اللّه مولاى در قهستان خراسان . در اين ولا امير شيخ حسن ايلكانى چون برصلح چوپانيان اعتمادى نمىديد طغا تيمور خان را به پادشاهى برگزيد و اتابك خود طاشتيمور و اميرزاده چوپان ( 6 ) قتلغ بن مبارك را فرستاده استدعاى حضور كرد . « 1 »
ذكر رفتن طغا تيمور خان به عراق كرّت ثانى
چون فرستادگان امير شيخ حسن ، پيش طغا تيمور خان رسيدند و او را به سلطنت تختگاه ابو سعيدى دعوت كردند در قلب زمستان از مازندران با لشكرهاى گران آهنگ راه عراق كرد و مخالف را ناچيز شمرده با خود مىگفت :
مصرع
خرّم و شادان به شاهى سوى ايران مىروم
هامش
( 1 ) - ت : ارشا .
( 2 ) - ت : ندارد .
( 3 ) - ت : « بهادر خان » ندارد .
( 4 ) - ت : خراسان .
( 5 ) - ت : اميران .
( 6 ) - م و ل : ندارد .
( 1 ) در مطلع ، صص 139 - 141 ؛ حكايت شهزاده ساتيبك با اندك اختلاف ذكر شده است .