اين تيمورتاش است كه از بند مصر خلاص يافته و سالهاست تا سياحت نموده و چند حج گزارده و مادرش را به دو داد و تعظيمش نمودى و در ركابش پياده رفتى . جمعى از اراذل و اوباش و خسايس النّاس بر او جمع آمدند و بدين بهانه و تزوير آغاز فتنه نهاد [ ند ] و مكتوبى به امير شيخ حسن بن امير حسين فرستاد [ ند ] به اعلام احوال و وصول امير تيمورتاش .
امير شيخ حسن حاجى حمزهنامى را كه حالا ملازم او بود و در ماقبل قيّمچى ( 1 ) و محرم ( 2 ) امير تيمورتاش بوده و خصوصيّت و محرميّتى ( 3 ) تمام داشته بفرستاد تا تحقيق نمايد و صدق و كذب آن معلوم گرداند . چون بدانجا رسيد امير شيخ حسن بن تيمورتاش او را بفريفت تا باز پيش امير شيخ حسن آمد و تصديق او نمود كه آن تيمورتاش است كه چندين سال من با او بودهام . از اين آوازه چوپانيان « 1 » همه از امير شيخ حسن جدا شدند و به ايشان پيوستند و امراى قوم اويرات و ديگران كه از امير شيخ حسن متوهّم بودند با ايشان ضمّ گشتند . ( 4 ) هرچند در آخر دانستند كه اين تزوير است امّا چون روى گردان گشته بودند ( 5 ) فايده نكرد ، با ايشان درساختند و كار ايشان عروجى تمام گرفت با لشكرهاى گران آهنگ آذربايجان كردند و از طرف امير شيخ حسن سلطان محمّد و ديگر امرا و وزير و اركان دولت برابر رفتند .
امّا امير سيورغان و مادرش ساتيبك در اين يورش موافقت ننمودند ( 6 ) و بدين سبب ميان ايشان و امير شيخ حسن ايلكانى غبارى خاست و به وحشت انجاميد و در حدود شهر نو آلاطاق در سابع عشرين ذى الحجّهء سنهء ثمان و ثلاثين و سبعمايه فريقين را ملاقات افتاد صفها راست كردند و از طرفين ميمنه و ميسره بياراستند .
در اين حال امير شيخ حسن چوپانى مكرى كرد و آتشى بلند برافراخت از اين
هامش
( 1 ) - م و ل : ندارد .
( 2 ) - ت : ندارد .
( 3 ) - م و ل : « محرميّتى » ندارد .
( 4 ) - ت : گشته .
( 5 ) - ت : گشتند .
( 6 ) - م و ل : « فايده نكرد » ندارد .
( 1 ) چوپانيان : سلسلهاى از امرا كه پس از درگذشت ابو سعيد بهادر خان در قسمتى از ايران حكومت كردند ( 738 - 758 ه . ق ) . مؤسس آن امير شيخ حسن كوچك پسر امير تيمورتاش بن امير چوپان بود و پس از او پسرش ملك اشرف ( و 758 ه . ق . ) خاندان چوپانى منحصر به همين دو تن مىباشد . برادر او ، كه بعد از وى در ايران و آذربايجان حكومت كرد امّا با قتل وى به دست جانى بيك ، امير ازبك و پادشاه قپچاق ، حكومت سلسلهء امراى چوپانى انقراض يافت . تاريخ مغول ، ص 365 .